موضوعات = روانشناسی اجتماعی
روانشناسی اجتماعی

مدل‌یابی علی اعتیاد به اینترنت براساس تجربه‌های فشارزا و اضطراب ظاهر اجتماعی: نقش میانجی حمایت اجتماعی

دوره 15، شماره 60، زمستان 1404

https://doi.org/10.22034/spr.2026.516282.2110

شبنم محمدی خانقاه، سجاد بشرپور، نادر حاجلو

چکیده مقدمه: اعتیاد به اینترنت به‌عنوان یکی از چالش‌های مهم سلامت روان در نوجوانان، با پیامدهای منفی فردی و اجتماعی همراه است. تجربه‌های فشارزا و نگرانی از ارزیابی منفی دیگران (اضطراب ظاهر اجتماعی) از عوامل خطر مهم در گرایش به این اعتیاد محسوب می‌شوند؛ بااین‌حال، نقش حمایت اجتماعی به‌عنوان یک میانجی در این رابطه کمتر بررسی شده است. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل علّی اعتیاد به اینترنت بر اساس تجربه‌های فشارزا و اضطراب ظاهر اجتماعی با نقش میانجی حمایت اجتماعی انجام شد.
روش: این پژوهش توصیفی- همبستگی در جامعه دانش‌آموزان پسر مقطع متوسطه شهر اردبیل در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ اجرا شد. از این جامعه، تعداد ۴۵۰ دانش‌آموز ۱۲ تا ۱۴ ساله با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه‌های اعتیاد به اینترنت یانگ (۱۹۹۸)، تجربه‌های فشارزا مسلچ (۲۰۱۵)، اضطراب ظاهر اجتماعی هارت و همکاران (۲۰۰۸) و حمایت اجتماعی ادراک‌شده زیمت و همکاران (۱۹۸۸) استفاده شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های ضریب همبستگی پیرسون و مدل‌سازی معادلات ساختاری تجزیه‌وتحلیل شد.
یافته‌ها: تجربه‌های فشارزا (0.394 β=) و اضطراب ظاهر اجتماعی (0.862 β=) . با افزایش احتمال اعتیاد به اینترنت همراه بودند. حمایت اجتماعی (0.489 β= نیز به‌صورت مستقیم با اعتیاد به اینترنت رابطه داشت. تحلیل میانجی‌گری نشان داد که حمایت اجتماعی اثرات منفی تجربه­های فشار زا و اضطراب ظاهر اجتماعی بر اعتیاد به اینترنت را تعدیل می‌کند (P>0.0001).
نتیجه‌گیری: حمایت اجتماعی به‌عنوان یک سپر روان‌شناختی عمل کرده و می‌تواند، تأثیرات مخرب استرس‌های روزمره و نگرانی از ظاهر را بر تمایل به استفاده ناسالم از اینترنت کاهش دهد. بر این اساس، تقویت شبکه‌های حمایتی برای دانش‌آموزان در معرض خطر، می‌تواند نقش مؤثری در پیشگیری از اعتیاد به اینترنت ایفا کند.

روانشناسی اجتماعی

بررسی مدل میانجی‌گری همدلی در رابطۀ بین اقتدارطلبی و ابعاد جهت‌گیری سلطۀ اجتماعی با گونه‌پرستی

دوره 15، شماره 60، زمستان 1404

https://doi.org/10.22034/spr.2026.517269.2112

اطهره انتظاری زارچ، زهرا نادری نوبندگانی، شکوفه دادفرنیا

چکیده مقدمه: در سال‌های اخیر، مسئلۀ گونه‌پرستی و حقوق حیوانات به‌عنوان چالش‌های پیچیده و میان‌رشته‌ای در عرصه‌های مختلف علمی از جمله اخلاق، روان‌شناسی اجتماعی، جامعه‌شناسی و مطالعات جنسیتی مطرح شده‌است. این پژوهش به‌طور خاص به بررسی نقش میانجی همدلی در رابطۀ بین ابعاد جهت‌گیری سلطۀ اجتماعی و اقتدارطلبی با گونه‌پرستی در زنان و مردان پرداخت.
روش: روش پژوهش حاضر همبستگی از نوع مدل‌سازی معادلات ساختاری و جامعۀ پژوهش شامل تمامی افراد ۱۸ تا ۷۰ سال ساکن شهر یزد در سال ۱۴۰۳ بود که حداقل مدرک تحصیلی دیپلم را دارا بودند. از این جامعه تعداد ۴۴۲ نفر (۲۲۸ نفر زن؛  ۱۹۹ نفر مرد و ۱۵ نفر ذکر نشده) با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه‌های گونه‌پرستی کاویولا (۲۰۱۹)، اقتدارطلبی محقق‌ساخته (۱۴۰۳)، جهت‌گیری سلطۀ اجتماعی هو و همکاران (۲۰۱۵) و همدلی دیویس (۱۹۸۳) پاسخ دادند. در تحلیل داده‌ها از شاخص‌های برازش مدل سازی معادلات ساختاری، ضرایب استاندارد و همچنین روش‌های آمار توصیفی و ضرایب همبستگی استفاده شد. در نهایت برای بررسی نقش میانجی همدلی از آزمون بوت استراپ استفاده شد.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد، همدلی به‌عنوان متغیر میانجی، رابطۀ اقتدارطلبی و ابعاد جهت‌گیری سلطۀ اجتماعی با گونه‌پرستی را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد (001/0 p<).
 نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج این پژوهش می‌توان گفت ویژگی‌های شخصیتی می‌توانند، تأثیر مهمی بر همدلی و به تبع آن نگرش‌های گونه‌پرستانه داشته ‌باشند.

روانشناسی اجتماعی

مدل­ یابی سبک فرزندپروری هلیکوپتری و باورهای غیرمنطقی در اضطراب سخنرانی با میانجی­گری کمال‌گرایی دانش ­آموزان

دوره 15، شماره 60، زمستان 1404

https://doi.org/10.22034/spr.2026.511133.2095

سید محمد امین هوشمند میرحسینی، امان الله سلطانی، میترا کامیابی، نجمه حاجی‌پور عبایی

چکیده مقدمه: سبک فرزندپروری هلیکوپتری و باورهای غیرمنطقی می‌توانند تأثیرات عمیقی بر سلامت روانی و اجتماعی دانش‌آموزان بگذارند. اضطراب سخنرانی یکی از مشکلات شایع در این گروه سنی است که ممکن است تحت تأثیر این سبک‌های تربیتی و باورهای نادرست قرار گیرد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف مدل­یابی نقش سبک فرزندپروری هلیکوپتری و باورهای غیرمنطقی در اضطراب سخنرانی با توجه به نقش میانجی کمال‌گرایی در دانش­آموزان دختر دوره اول متوسطه انجام شد.
روش: پژوهش حاضر توصیفی، از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش­آموزان دختر متوسطه اول شهر کرمان در سال تحصیلی 1403-1402 است که 560 نفر با روش نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای به­عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع­آوری داده­ها از پرسشنامه­های والدگری هلیکوپتری پیستلا و همکاران (2020)، باورهای غیرمنطقی جونز (1968)، کمال‌گرایی مثبت و منفی توسط تری شورت و همکاران (1995) و پرسشنامه اضطراب سخنرانی مک کوبی (1970) استفاده شده­است. داده­ها با استفاده از مدل­سازی معادلات ساختاری تجزیه­وتحلیل شد.
یافته­ ها: مدل نقش سبک فرزندپروری هلیکوپتری و باورهای غیرمنطقی در اضطراب سخنرانی با توجه به نقش میانجی کمال‌گرایی در دانش­آموزان دختر دوره اول متوسطه از برازش قابل قبولی برخودار است. بطوری­که بین فرزندپروری هلیکوپتری و باورهای غیرمنطقی باکمال‌گرایی و اضطراب سخنرانی رابطه معناداری وجود دارد (05/0p<). و کمال­گرایی در رابطه فرزندپروری هلیکوپتری و باورهای غیرمنطقی با اضطراب سخنرانی نقش میانجی دارد (05/0p<).
نتیجه‌گیری: سبک فرزندپروری هلیکوپتری، باورهای غیرمنطقی و کمال‌گرایی نقش‌های مهمی در افزایش اضطراب سخنرانی دارند. کمال‌گرایی به‌عنوان یک متغیر میانجی، این رابطه‌ها را تقویت کرده و بر سلامت روانی و اجتماعی دانش‌آموزان تأثیرگذار است.

روانشناسی اجتماعی

اثربخشی آموزش چشم­ انداز زمان بر امید و کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو

دوره 15، شماره 60، زمستان 1404

https://doi.org/10.22034/spr.2024.485612.2012

انوشه فردآقایی، مجید صفاری نیا، احمد علیپور

چکیده مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر آموزش چشم‌انداز زمان بر امید و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد.
روش: پژوهش حاضر، یک‌ طرح‌ نیمه آزمایشی‌ از نوع‌ پیش‌آزمون‌- پس‌آزمون‌ و پیگیری سه ماهه‌ با گروه‌ کنترل بود. افراد نمونه به صورت هدفمند گزینش شده و سپس به صورت تصادفی در یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش به مدت هشت هفته آموزش‌های چشم‌انداز زمان را دریافت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. جامعه‌ پژوهش‌ حاضر، شامل‌ تمام‌ بیماران‌ مبتلا به‌ دیابت نوع دو بود که‌ در تابستان 1402 به‌ مرکز درمانی دیابت و غدد شهر دبی در امارات متحده عربی‌ مراجعه‌ کردند.
یافته­ ها: یافته­ها نشان داد که رویکرد آموزش چشم­انداز زمان موجب افزایش امید (F=7.391 , p=0.010) و بهبود کیفیت زندگی (F=11.674 , p=0.002) در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شد.
نتیجه­ گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش چشم‌انداز زمان می‌تواند به عنوان یک مداخله مؤثر در افزایش امید و بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو استفاده شود. این تغییرات نه تنها بر جنبه‌های فردی بلکه بر ابعاد اجتماعی نیز تأثیرگذار است. بنابراین، می‌توان از آموزش چشم‌انداز زمان به عنوان روشی مؤثر برای ارتقای سلامت روانی و اجتماعی بیماران دیابتی بهره برد.

روانشناسی اجتماعی

رابطه بین ویژگی‌های شخصیتی و اعتیاد به رسانه‌های اجتماعی در جوانان: با میانجیگری ترس از در حاشیه ماندن

دوره 15، شماره 60، زمستان 1404

https://doi.org/10.22034/spr.2026.520227.2122

جمیله واشقانی فراهانی، فریماه دوکوشکانی

چکیده مقدمه: این پژوهش باهدف تبیین نقش میانجیگری ترس از در حاشیه ماندن در رابطه بین ویژگی‌های شخصیتی و اعتیاد به رسانه‌های اجتماعی در جوانان انجام شد.
روش: روش پژوهش در مطالعه حاضر، کمی-توصیفی با ماهیت همبستگی بود. داده‌های پژوهش با استفاده از سه مقیاس اعتیاد به رسانه‌های اجتماعی برگن (اندرسون و همکاران، 2012)، پرسشنامه شخصیتی پنج عاملی نئو (کاستا و مک کری، ۱۹۹۲) و پرسشنامه ترس از در حاشیه ماندن (پرزیبلسکی و همکاران، 2013) و از طریق پرسشنامه آنلاین از نمونه‌ای معادل 209 نفر (هیر و همکاران، 2010) از جامعه ۱۳۰۰۰ نفری دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران‌ جنوب (سال تحصیلی 1402-1403) در مجتمع ولیعصر(عج)، به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای، جمع‌آوری شدند و داده ها با استفاده از روش مدل معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که اعتیاد به رسانه‌های اجتماعی بر اساس سه نوع ویژگی از ویژگی‌های شخصیتی شامل برونگرای (0٫05p≤)، سازگاری (0٫01>p) و وظیفه‌شناسی (0٫05p≤) و همچنین ترس از در حاشیه ماندن قابل پیش‌بینی (0٫01>p) است. همچنین، نتایج به‌دست‌آمده تائید کرد که ترس از در حاشیه ماندن در رابطه بین روان رنجوری (0٫05p≤)، گشودگی به تجربه (0٫05p≤) و سازگاری (0٫01>p) با اعتیاد به رسانه‌های اجتماعی نقش میانجی دارد.
نتیجه‌گیری: این نتایج حاکی از آن است که ترس از در حاشیه ماندن و احساس طرد شدن یکی از عواملی مهمی است که افراد روان­ رنجور، گشوده به تجربه و سازگار را به استفاده مداوم و بیش‌ازحد از رسانه‌های اجتماعی ترغیب می‌کند.

روانشناسی اجتماعی

مقایسه اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و آموزش مهارت ارتباط بین فردی بر شایستگی روانی-اجتماعی پرستاران شاغل در تبریز

دوره 15، شماره 60، زمستان 1404

https://doi.org/10.22034/spr.2026.514464.2107

نسرین اکبری شهابی، داوود حسینی نسب، معصومه آزموده

چکیده
مقدمه: عدم فراهم‌آوری سلامت روانی پرستاران منجر به بروز اختلال در انجام وظایف روزمره، کاهش انگیزه و تبعات فردی اجتماعی متعدد خواهد شد. مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و آموزش مهارت‌های ارتباط بین فردی بر شایستگی روانی-اجتماعی پرستاران اجرا شد.
روش: پژوهش حاضر، یک کارآزمایی بالینی تصادفی سه گروهی، دوسوکور بود. نمونه شامل 57 پرستار بود که به صورت هدفمند از بین پرستاران شاغل در بیمارستان‌های خصوصی امیرالمومنین و ولی‌عصر تبریز در سال 1402 انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه دریافت آموزش تنظیم هیجان، مهارت‌های ارتباط بین فردی و کنترل با نسبت 1:1:1 تخصیص یافتند. پرسشنامه­ شایستگی روانی-اجتماعی فلنر و لیس (1990) برای اجرای پیش­آزمون در اختیار گروه­ها قرار گرفت. بعد از ارائه آموزش تنظیم هیجان در هشت جلسه 90 دقیقه‌ای بصورت هفتگی بر اساس پروتکل گراتز و گاندرسون (2006) و مهارت‌های ارتباط بین فردی در هفت جلسه 120 دقیقه‏ای و هفته‏ای دوبار بر اساس پروتکل تدوین شده توسط حجازی، باباخانی و احمدی (1397)، مجدداً همان پرسشنامه جهت اجرای پس­آزمون در اختیار گروه‌ها قرار گرفت. جهت تحلیل داده‌ها از روش‌های آماری MANCOVA و MANOVA استفاده شد.
یافته‌ها: اختلاف میانگین‌های تعدیل‌شده‌ مولفه­های مربوط به شایستگی روانی-اجتماعی شامل مهارت رفتاری (812/11-)، مهارت شناختی (170/3-)، مهارت هیجانی (451/3-) و آمایه انگیزشی (793/3-)، بین دو گروه مداخله از نظر آماری معنی‌دار بود (005/0>P).
نتیجه‌گیری: با توجه به تأثیر بیشتر آموزش مهارت‌های بین فردی نسبت به تنظیم هیجان، می‌توان از کارگاه‌های آموزشی مهارت‌های بین فردی در جهت بهبود شایستگی روانی-اجتماعی پرستاران استفاده نمود.
 

روانشناسی اجتماعی

اثربخشی روایت درمانی مواجه ه­ای مبتنی بر رایانه بر استرس ادراک شده و خشم کودکان با ترومای پیچیده

دوره 15، شماره 59، پاییز 1404، صفحه 1-16

https://doi.org/10.22034/spr.2025.515967.2109

مهشید کیوانلو، حانیه سعیدی، فاطمه گوهری، سارا سیدموسوی، حسین قمری کیوی

چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی روایت‌درمانی مواجهه‌ای مبتنی بر رایانه بر استرس ادراک‌شده و خشم کودکان دارای ترومای پیچیده انجام شد. کودکان مبتلا به ترومای پیچیده معمولاً سطوح بالایی از استرس ادراک‌شده و خشم را تجربه می‌کنند که می‌تواند عملکردهای روان‌شناختی و اجتماعی آنان را مختل سازد.
روش: طرح پژوهش از نوع شبه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه کودکان ۹ و ۱۰ ساله مبتلا به ترومای پیچیده بود که در سال ۱۴۰۳ توسط سازمان بهزیستی شهر اردبیل معرفی شدند. نمونه‌گیری به‌صورت در دسترس انجام شد و ۳۰ نفر از کودکان به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه ۱۵ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه ۴۵ دقیقه‌ای در معرض مداخله روایت‌درمانی مواجهه‌ای مبتنی بر رایانه قرار گرفت، در حالی که گروه گواه هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ترومای پیچیده برنشتاین و همکاران (۲۰۰۳)، پرسشنامه استرس ادراک‌شده کوهن و همکاران (۱۹۸۳) و مقیاس خشم حالت ـ صفت اسپیلبرگر و همکاران (۱۹۹۹) بود. داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) در نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۶ تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که روایت‌درمانی مواجهه‌ای مبتنی بر رایانه تأثیر معناداری بر کاهش استرس ادراک‌شده (05/0P<) و خشم (05/0P<) در کودکان دارای ترومای پیچیده دارد.
نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که مداخله روایت‌درمانی مواجهه‌ای مبتنی بر رایانه می‌تواند به‌طور مؤثری در کاهش استرس ادراک‌شده و خشم این کودکان نقش داشته و به بهبود روابط اجتماعی، کاهش افکار منفی و ارتقای الگوهای رفتاری و هیجانی آنان کمک کند.

روانشناسی اجتماعی

مقایسه بازشناسی هیجانی و کارکردهای اجتماعی در سه گروه از کودکان با برو‌ن‌ریزی هیجانی، درون‌ریزی هیجانی و بهنجار

دوره 15، شماره 59، پاییز 1404، صفحه 17-32

https://doi.org/10.22034/spr.2025.475428.2009

زهره رافضی، معصومه فاتحی خان قشلاقی

چکیده مقدمه: بازشناسی هیجانی و کارکردهای اجتماعی از مؤلفه‌های بنیادین رشد اجتماعی- عاطفی در دوران کودکی به شمار می‌روند که نقش تعیین‌کننده‌ای در کیفیت روابط بین‌فردی، سازگاری رفتاری و سلامت روانی دارند. هدف پژوهش حاضر، بررسی و مقایسه سطح بازشناسی هیجانی و کارکردهای اجتماعی در سه گروه از کودکان دارای الگوهای متفاوت ابراز هیجانی، شامل برون‌ریزی هیجانی، درون‌ریزی هیجانی و کودکان بهنجار بود.
روش: این مطالعه به شیوه علی‌- مقایسه‌ای انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش را کلیۀ دانش‌آموزان پایۀ ششم ابتدایی در منطقه فردیس شهر کرج در سال تحصیلی ۱۴۰۲۱۴۰۱ تشکیل می­دادند که از میان آن‌ها، ۹۰ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به صورت هدفمند در سه گروه هم اندازه جایگزین شدند. ابزارهای گردآوری داده‌ها شامل سیاهه رفتاری کودک آخنباخ (2002) برای طبقه‌بندی اختلالات رفتاری، آزمون بازشناسی هیجانی چهره اکمن (1976) برای سنجش توانایی شناسایی هیجانات پایه، و مقیاس کارکرد اجتماعی انطباقی کودکان و نوجوانان پرایس و همکاران (2002) برای ارزیابی ابعاد عملکرد اجتماعی کودکان بود. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: نتایج حاکی از وجود تفاوت معنا‌دار میان سه گروه در هر دو متغیر مورد بررسی بود (p<0.01) . به‌طور خاص، کودکان بهنجار در شاخص‌های کارکرد اجتماعی عملکرد بهتری نسبت به همتایان دارای اختلالات هیجانی داشتند، در حالی که کودکان با برون‌ریزی هیجانی نمرات بالاتری در بازشناسی هیجانی نسبت به گروه‌های دیگر کسب کردند.
نتیجه‌گیری: این یافته‌ها نشان می‌دهند که اختلال در تنظیم هیجانات لزوماً به معنای ناتوانی در شناسایی آن‌ها نیست، بلکه تفاوت در نحوه تفسیر، پردازش و به‌کارگیری این اطلاعات در بافت تعاملات اجتماعی، عامل تعیین‌کننده در افت عملکرد اجتماعی کودکان دارای مشکلات هیجانی است. از این‌رو، توجه به مداخلات آموزشی- درمانی با هدف بهبود یکپارچگی هیجانی و اجتماعی در این گروه از کودکان ضرورت دارد. همچنین انجام پژوهش‌های آینده با استفاده از طرح‌های طولی و روش‌های ترکیبی برای تعمیق درک این روابط توصیه می‌شود.
 

روانشناسی اجتماعی

رابطه اضطراب ظاهر و کمال گرایی با اضطراب اجتماعی با نقش میانجی عزت نفس در میان کاربران نوجوان شبکه های اجتماعی

دوره 15، شماره 59، پاییز 1404، صفحه 33-48

https://doi.org/10.22034/spr.2025.500925.2062

فرزانه رسایی، ملاحت امانی، علی محمدزاده ابراهیمی

چکیده مقدمه: حضور گسترده نوجوانان در شبکه‌های اجتماعی همراه با پیامدهای روانشناختی و اجتماعی می‌باشد. تحقیق حاضر با هدف بررسی نقش میانجی عزت‌نفس در روابط بین کمال‌گرایی و اضطراب ظاهر در میان نوجوانان کاربر شبکه‌های اجتماعی انجام شد. روش: تحقیق از نوع کاربردی و روش تحقیق، توصیفی همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری تحقیق حاضر، کلیه دانش‌آموزان متوسطه شهر مشهد در سال تحصیلی 1403-1402 بود. نمونه‌گیری به روش خوشه‌ای دومرحله‌ای انجام گرفت. تعداد  460  نفر از دانش‌آموزانی که از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کردند، مقیاس اضطراب بدنی اجتماعی (هارت و همکاران، 1989)، مقیاس کمال‌گرایی (نجاریان و همکاران، 1387)، پرسشنامه اضطراب نوجوانان (لاگریکا و لوپز، 1998) و مقیاس عزت‌نفس (روزنبرگ، 1965) را تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل داده‌ها از طریق آزمون‌های همبستگی پیرسون، t مستقل و تحلیل معادلات ساختاری انجام گرفت. یافته‌ها: نتایج نشان داد که کمال‌گرایی و اضطراب ظاهر بطور مستقیم و به واسطه عزت‌نفس بر اضطراب اجتماعی اثرگذار بود (0001/0> p). با توجه به تفاوت‌های جنسیتی در متغیرهای اضطراب اجتماعی، کمال‌گرایی و عزت‌نفس، مدل پیشنهادی بطور جداگانه در بین دختران و پسران برازش شد. نتایج نشان داد که با وجود اینکه در مدل دختران، مقادیر و اندازه اثرها مشابه مدل کلی می‌باشد، اما در مدل مربوط به پسران اثر عزت‌نفس بر اضطراب اجتماعی معنادار نبود (05/0<p). نتیجه‌گیری: در بین دختران نوجوان کاربر شبکه‌های اجتماعی، کمال‌گرایی و اضطراب ظاهر از طریق کاهش عزت‌نفس منجر به افزایش اضطراب اجتماعی می شود.

روانشناسی اجتماعی

مرور نظام‌مند عوامل موثر برجامعه‌پذیری کودکان پیش دبستانی 3 تا 6 ساله

دوره 15، شماره 59، پاییز 1404، صفحه 49-70

https://doi.org/10.22034/spr.2025.507190.2214

سید امیر امین یزدی، حسین کارشکی، سعیده طوفانی اصل

چکیده مقدمه: کودک انسان از همان ساعات اولیه تولد، به شکل نظام‌داری در جهت کشف جهان پیرامون خود از منابع شخصی برای فهم جهان استفاده می‌کند و از طریق فرایندهای تکاملی- ژنتیکی مستقل از رفتارهای غیر اجتماعی، اجتماعی شدن را یاد می‌گیرد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر اجتماعی شدن کودکان از سنین پیش از دبستان انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نوع کیفی، با رویکرد مرور توصیفی و با روش مرور نظام‌مند است که مطابق با دستورالعمل گزارش مقالات مرور نظام‌مند، پریسما  انجام شد. جستجوی سابقه پژوهشی از پایگاه‌های داده‌های الکترونیکی داخلی؛ پرتال جامع علوم انسانی، مجلات تخصصی نور، جهاد دانشگاهی، مگ ایران و پایگاههای خارجی؛ گوگل اسکولار، پاپ مد و ساینس دایرکت از سالهای 2015 تا 2024 ، با کلید واژه‌های اجتماعی شدن و جامعه‌پذیری کودکان پیش دبستانی انجام شد. محتوای مقالات بعد از استخراج با چک لیست پریسما مورد ارزیابی کیفی قرار گرفت و داده‌های 85 مقاله با استفاده از روش تحلیل محتوا، تجزیه و تحلیل شد. یافته‌ها: پس از کدگزاری اولیه، مقالات در 6 مقوله اصلی ارتباط-والد-کودک، تفاوت‌های فردی کودکان، تحول، عوامل و فرایندهای روانشناختی، عوامل محیطی- فرهنگی و جنسیت جای گرفتند و هر یک نیز، تعدادی مقوله فرعی دارند. نتیجه گیری: نتایج این مرور نظام‌مند نشان داد که از عوامل مرتبط با جامعه‌پذیری در کودکان پیش دبستانی، طبقه ارتباط-والد-کودک، تفاوت‌های فردی کودکان و عوامل و فرایندهای روانشناختی بیشترین سهم را در اجتماعی شدن کودکان پیش دبستانی دارند. با توجه به محتوای این یافته‌ها، ضرورت توجه به این عوامل در ارزیابی‌های بالینی، ساخت و طراحی مداخله‌های تربیتی هدفمند برای مراقبین کودک و دیگر افراد مرتبط با سلامت روان کودکان ضرورت پیدا می‌کند.

روانشناسی اجتماعی

نقش ادراک نابرابری جنسیتی و امنیت در پیش بینی رضایت شغلی زنان: یک مطالعه توصیفی

دوره 15، شماره 59، پاییز 1404، صفحه 71-82

https://doi.org/10.22034/spr.2025.507849.2083

فریبا تابع بردبار، طوبی جهان دیده

چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی رضایت شغلی زنان شاغل بر اساس ادراک نابرابری جنسیتی و امنیت انجام شده است.
روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل زنان شاغل در بخش دولتی شهر شیراز بود. با روش نمونه‌گیری طبقه‌ای 384 نفر در نهایت به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه‌های رضایت‌شغلی فیلد و روث (1951)، پرسشنامه ادراک نابرابری‌جنسیتی یعقوبی و همکاران (1392) و پرسشنامه امنیت اجتماعی ابراهیمی و بنی فاطمه (1393) بود. با استفاده از همبستگی و رگرسیون گام به گام در نرم افزار spss24 داده‌ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج بدست آمده نشان داد که بین ادراک امنیت و رضایت شغلی زنان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد، اما میان ادراک نابرابری جنسیتی و رضایت شغلی زنان رابطه منفی و معناداری وجود دارد (P<./0001). تحلیل رگرسیون نشان داد که امنیت27/0 در گام اول و ادراک نابرابری جنسیتی 34/0درصد از واریانس رضایت شغلی زنان را پیش‌بینی نمودند.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که برای افزایش رضایت شغلی زنان، نیاز است تا سیاست‌ها و اقدامات مؤثری برای کاهش نابرابری جنسیتی و افزایش ادراک امنیت در محیط‌های کاری اتخاذ شود. این اقدامات می‌تواند، شامل ارائه آموزش‌های لازم به مدیران و کارکنان، ایجاد سیاست‌های حمایتی برای زنان و تضمین محیط کاری ایمن باشد.

روانشناسی اجتماعی

اثربخشی آموزش روانی- اجتماعی همراه با فنون تنش زدایی بر بهزیستی روان‌شناختی و انزوای اجتماعی زنان یائسه

دوره 15، شماره 59، پاییز 1404، صفحه 83-94

https://doi.org/10.22034/spr.2025.508302.2085

سمیه درمند اباتری، مژگان آگاه هریس، مهدیه رحمانیان، عزت اله کردمیرزا

چکیده مقدمه: یائسگی یک مرحله طبیعی از زندگی زنان است و زمانی در زندگی آنان رخ می­دهد که زنان، قدرت باروری خود را از دست­ می­دهند. این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش روانی - اجتماعی همراه با فنون تنش‌زدایی بر بهزیستی روانشناختی و انزوای اجتماعی در زنان یائسه اجرا شد. روش: روش تحقیق با استفاده از طرح دو گروهی همسان با پیش آزمون و پس آزمون صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنانی که دارای علائم پیش از یائسگی در کرج در سال 1401-1402 بودند. نمونه این پژوهش شامل 30 نفر از زنان تحت علائم پیش از یائسگی بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه بهزیستی روان شناختی و انزوای اجتماعی بودند. یافته‌ها: نتایج نشان داد که آموزش روانی- اجتماعی همراه با فنون تنش‌زدایی بر بهبود بهزیستی روانشناختی و انزوای اجتماعی مؤثر است (05/0p<). نتیجه‌گیری: این آموزش به دلیل احساس آرامیدگی در فرد می‌تواند بهبود در بهزیستی و انزوای اجتماعی زنان یائسه ایجاد کند و آنها را قادر سازد تا با استرس و اضطراب یائسگی مقابله کنند. لذا پیشنهاد می­شود که در تحقیقات آتی، افراد سنین مختلف نیز مورد مطالعه قرار گیرند.

روانشناسی اجتماعی

مقایسه احساس شرم درونی شده و سبک‌های دلبستگی افراد با ملال جنسیتی تطبیق جنسیت یافته، نیافته و افراد غیر مبتلا

دوره 15، شماره 59، پاییز 1404، صفحه 95-110

https://doi.org/10.22034/spr.2025.508698.2090

سارا علی‌عسگری، افشین صلاحیان، قربان فتحی اقدم، مرجان عموخلیلی

چکیده مقدمه: با افزایش تقاضای جراحی تطبیق جنسیت در ایران، بررسی متغیرهای مرتبط با ملال جنسیتی اهمیت بیشتری یافته است. سبک‌های دلبستگی و احساسات از جمله متغیرهای تاثیرگذار در بروز ملال جنسیتی است. بنابراین هدف پژوهش حاضر مقایسه احساس شرم درونی شده و سبک‌های دلبستگی در افراد ملال جنسیتی تطبیق جنسیت یافته، نیافته و افراد غیر مبتلا بود. روش: در پژوهش حاضر ۳۰ نفر در سه گروه (ملال جنسیتی تطبیق‌یافته، نیافته و افراد عادی)  با روش نمونه‌گیری در دسترس  از کرج انتخاب شدند. پژوهش حاضر جزء تحقیقات توصیفی- مقایسه‌ای بود. داده‌ها با پرسشنامه‌های شرم درونی شده (کوک و همکاران، ۱۹۹۳) و سبک‌های دلبستگی (کولینز و رید، ۱۹۹۰) جمع‌آوری و دادها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره تحلیل شد. یافته­ها: یافته‌ها نشان داد که در سبک دلبستگی دوسوگرا و ایمن میان دو گروه ملال جنسیتی تطبیق یافته و نیافته تفاوت معنادار وجود دارد. در زیر مقیاس‌های احساس شرم درونی شده، فقط در زیر مقیاس عزت‌نفس، تفاوت معناداری میان دو گروه افراد ملال جنسیتی تطبیق نیافته و غیر مبتلا وجود داشت (05/0p <). نتیجه‌گیری: ملال جنسیتی متأثر از عزت نفس پایین و سبک دلبستگی ناایمن یا دوسوگرا است. افراد تطبیق‌نیافته در معرض بیشترین آسیب روانی قرار دارند، در حالی که تطبیق جنسیت با افزایش عزت‌نفس و سبک دلبستگی ایمن همراه است.  

روانشناسی اجتماعی

پدیدارشناسی نگرش مثبت به ازدواج در دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد

دوره 15، شماره 59، پاییز 1404، صفحه 111-128

https://doi.org/10.22034/spr.2025.512155.2097

فریبا طبخی، ماریه دهقان منشادی، یاسر رضاپور

چکیده مقدمه: در سال‌های اخیر، تغییرات فرهنگی و اجتماعی بر نگرش جوانان نسبت به ازدواج تأثیر گذاشته و گاه موجب کاهش تمایل به ازدواج شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی پدیدارشناسی نگرش مثبت  به ازدواج در دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد انجام شد. روش: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، یک پژوهش کیفی از نوع پدیدارشناسی تفسیری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دختر مجرد دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد در سال تحصیلی ۱۴۰۲۱۴۰۳ بود. در این پژوهش از روش نمونه‌گیری هدفمند استفاده شد. مصاحبه‌ها به صورت نیمه‌ساختاریافته و عمیق انجام شد و گردآوری داده‌ها تا زمان اشباع نظری ادامه یافت؛ در مجموع، ۱۴ نفر مورد مصاحبه قرار گرفتند. برای تحلیل و تفسیر داده‌ها از شیوه تحلیل تفسیری کلایزی و دیکلمن استفاده شد. یافته‌ها: درمجموع از بررسی کدگذاری‌ها و استخراج مضامین 5 مضمون اصلی، 14 زیر مضامین و 103 واحد معنایی حاصل شد. مضامین اصلی عبارت اند از: 1. نیاز به ازدواج و تشکیل خانواده 2. رشد فردی از طریق ازدواج 3. پیشرفت اجتماعی و مالی از طریق ازدواج 4. تأثیر خانواده و جامعه و 5. مسائل مذهبی. نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که این  عوامل در شکل‌گیری دیدگاه‌های مثبت نسبت به زندگی مشترک نقش دارند. بر این اساس، برنامه‌های آموزشی و فرهنگی می‌توانند در تقویت این نگرش‌ها مؤثر باشند.

روانشناسی اجتماعی

تأثیر ساختارهای مختلف پاداش و جنسیت بر میزان عدم صداقت

دوره 15، شماره 59، پاییز 1404، صفحه 129-142

https://doi.org/10.22034/spr.2025.512890.2098

هستی اقبالی، سمیه حیثیت طلب، عبدالحسین وهابی

چکیده مقدمه: عدم صداقت به‌عنوان تحریف عمدی واقعیت برای کسب منافع شخصی یا گروهی، یکی از چالش‌های مهم در روابط انسانی و سازمانی است. شواهد نشان می‌دهد که عوامل مختلفی مانند جنسیت و ساختارهای پاداش می‌توانند در شکل‌گیری این رفتار مؤثر باشند، اما یافته‌های پیشین در این زمینه متناقض بوده و روشن نیست که این عوامل چگونه با یکدیگر تعامل می‌کنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش جنسیت و ساختارهای مختلف پاداش در بروز رفتارهای غیرصادقانه انجام شد. روش: این پژوهش با طراحی آزمایشی عاملی مختلط انجام شد. متغیر درون‌گروهی شامل ۶ ساختار پاداش مختلف (خط مبنا، به ‌نفع خود به ‌ضرر دیگری، به نفع خود - به نفع دیگری، به ضرر خود - به نفع دیگری، به نفع خود، به نفع دیگری) و متغیر بین‌گروهی شامل جنسیت (31 زن و 31 مرد) بود. برای سنجش دروغ‌گویی از تکلیف تشدید به عدم صداقت (گرت، 2016) استفاده شد. داده‌ها با مدل خطی مختلط و آزمون بونفرونی تحلیل شد. یافته‌ها:  نتایج نشان داد ساختار پاداش تأثیر معناداری بر میزان دروغ‌گویی افراد داشت (001/0>p، 70/8 =F)؛ جنسیت به‌تنهایی اثر معناداری نداشت (07/0=p)، اما تعامل جنسیت و ساختار پاداش معنادار بود(001/0>p، 30/16=F). مردان در ساختارهای خودخدمتگرانه بیشتر دروغ گفتند، اما این تفاوت در ساختارهای جامعه‌پسند کاهش یافت. نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهند، نوع ساختار پاداش بیش از جنسیت بر رفتار غیرصادقانه اثرگذار است. طراحی پاداش‌های اخلاق‌محور می‌تواند؛ راهبردی کاربردی برای کاهش دروغ‌گویی در محیط‌های آموزشی و سازمانی باشد.

روانشناسی اجتماعی

ملاک های روانسنجی مقیاس نگرش به کمک(HAS )و رابطه آن با گرایش های اجتماعی مطلوب

دوره 15، شماره 59، پاییز 1404، صفحه 143-157

https://doi.org/10.22034/spr.2025.498766.2056

مهدی اسماعیل نژاد، حسن عبداله زاده

چکیده مقدمه: هدف مطالعه حاضر بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی مقیاس «نگرش به کمک» و ارتباط آن با گرایش‌های اجتماعی مطلوب در بافت ایرانی بود. این مقیاس در ابتدا توسط نیکل در سال 1998 تدوین شده است. روش: این پژوهش با طرح توصیفیپیمایشی انجام شد. با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای، 384 فرد بالای 18 سال از شهر گرگان، ایران انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان مقیاس نگرش به کمک را تکمیل کردند. روایی محتوایی و سازه‌ای از طریق بررسی خبرگان و تحلیل عاملی اکتشافی ارزیابی شد. پایایی نیز با استفاده از همسانی درونی و ضریب آلفای کرونباخ بررسی گردید. علاوه بر این، برای بررسی روایی ملاکی از پرسشنامه گرایش‌های اجتماعی مطلوب استفاده شد. یافته‌ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که این مقیاس دارای ساختار تک‌عاملی است. آلفای کرونباخ برای کل مقیاس برابر با 7/0 بود که نشان‌دهنده همسانی درونی قابل قبول است. همچنین، همبستگی‌های قوی بین نمره کلی مقیاس نگرش به کمک و ابعاد گرایش‌های اجتماعی (01/0) مشاهده شد که حاکی از روایی ملاکی رضایت‌بخش است.  نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، نسخه فارسی مقیاس نگرش به کمک از روایی و پایایی قابل قبول برخوردار است و می‌تواند به عنوان ابزاری مناسب برای سنجش نگرش به کمک در جمعیت ایرانی به کار رود. این ابزار می‌تواند بینش‌های ارزشمندی درباره احساسات، باورها و رفتارهای مرتبط با کمک به دیگران فراهم کند و در زمینه‌های پژوهشی و کاربردی روان‌شناسی مورد استفاده قرار گیرد.

روانشناسی اجتماعی

بررسی نقش میانجی گرایش به انتقام در رابطه بین مهارگری تلاشگر و رفتارهای ضداجتماعی در نوجوانان

دوره 15، شماره 58، تابستان 1404، صفحه 1-16

https://doi.org/10.22034/spr.2025.479093.1987

سارا طراویان، فریبرز نیکدل، علی تقوایی نیا

چکیده مقدمه: رفتارهای ضداجتماعی به اعمالی اطلاق می­شود که مغایر با هنجارها و قوانین اجتماعی هستند و شامل خشونت، پرخاشگری و تخریب اموال می­شوند. این رفتارها در نوجوانان می­تواند منجر به مشکلات تحصیلی، اجتماعی و قانونی شود و بر روابط بین فردی آن­ها با خانواده و همسالان تأثیر منفی بگذارد؛ بنابراین، هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ­ای گرایش به انتقام در رابطه بین مهارگری تلاشگر با رفتارهای ضداجتماعی در نوجوانان شهر شیراز بود. روش: جامعه آماری شامل تمامی دانش­ آموزان مقطع متوسطه دوم شهر شیراز در سال تحصیلی 1402-1401 بود. نمونه پژوهش شامل 567 دانش‌آموز مقطع متوسطه دوم شهر شیراز بود که به روش تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری شامل پرسشنامه­ های مهارگری تلاشگر (الیس و رتبارت، 2001)، گرایش به انتقام (فلورس-کاماچو و همکاران، 2022) و رفتارهای ضداجتماعی (بارت و دونلان، 2009) بود که در میان افراد نمونه توزیع گردید. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از تحلیل مسیر و با کمک نرم افزارهای SPSS-24 و AMOS-24 انجام گرفت. یافته­ ها: نتایج نشان داد، الگوی پیشنهادی از برازش خوبی با داده­ ها برخوردار است. نتایج نشان داد اثر مستقیم مهارگری تلاشگر به گرایش به انتقام (000/0=p، 51/0-=β)، مهارگری تلاشگر به رفتارهای ضداجتماعی (000/0=p، 11/0=β) و گرایش به انتقام به رفتارهای ضداجتماعی (000/0=p، 13/0=β) معنی­دار است. دیگر یافته­ های پژوهش نشان داد گرایش به انتقام در رابطه بین مهارگری تلاشگر و رفتارهای ضداجتماعی (000/0=p ، 40/0-=β) در سطح 01/0 نقش واسطه­ ای دارد. نتیجه­ گیری: بنابراین تقویت مهارگری تلاشگر منجر به کاهش گرایش به انتقام و رفتارهای ضداجتماعی می‌شود.

روانشناسی اجتماعی

پیش‌بینی گرایش به خودکشی بر اساس سبک‌های دلبستگی و صفات تاریک شخصیت با نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراک شده در دانشجویان دانشگاه فرهنگیان

دوره 15، شماره 58، تابستان 1404، صفحه 17-36

https://doi.org/10.22034/spr.2025.495184.2047

سیف الله رحمانی، افتخار رحیمی

چکیده   مقدمه: جوانان به‌ویژه دانشجویان دانشگاه با مشکلات متعددی مواجه هستند که ناتوانی در مقابله با این مشکلات منجر به ظهور افکار خودکشی می‌شود. پژوهش‌ها حاکی از آن بود که افکار خودکشی به‌عنوان پیش‌بینی‌کننده قوی برای خودکشی نوجوانان است؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر پیش‌بینی گرایش به خودکشی بر اساس سبک‌های دلبستگی و صفات تاریک شخصیت با نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراک شده در دانشجویان دانشگاه فرهنگیان بود. روش: این پژوهش کاربردی از نوع توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه فرهنگیان استان کردستان در سال تحصیلی 1403-1402 که برابر با 2000 دانشجو بود. حجم نمونه به‌وسیله جدول مورگان و کرجسی 545 نفر تعیین گردید که با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه افکار خودکشی بک (1961)، حمایت اجتماعی ادراک شده‌ی زیمنت و همکاران (1988)، مقیاس تجدیدنظرشده دلبستگی بزرگسالان کولینز و رید (1990) و پرسشنامه شخصیت تاریک جانسون و وبستر (2010) استفاده شد. برای تحلیل داده‌ها از در بخش آمار توصیفی از گزارش فراوانی، میانگین و انحراف معیار و در بخش آمار استنباطی از محاسبه‌ی ضریب همبستگی اسپیرمن با نرم‌افزار SPSS و مدل‌سازی معادلات ساختاری با نرم‌افزار  PLS استفاده شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که سبک دلبستگی ایمن، اجتنابی و اضطرابی و نیز صفات تاریک شخصیت بر گرایش به خودکشی تأثیر معناداری ندارند. اما حمایت اجتماعی ادراک شده بر گرایش به خودکشی تأثیر منفی و معناداری دارد. نتایج حاصل از بررسی متغیر میانجی هم نشان داد که حمایت اجتماعی در رابطه بین سبک دلبستگی ایمن و صفات تاریک شخصیتی با گرایش به خودکشی تأثیری نداشته؛ اما در رابطه بین سبک دلبستگی ناایمن و اجتنابی با گرایش به خودکشی مؤثر بوده و باعث کاهش گرایش به خودکشی می‌شود. نتیجه‌گیری: بنابراین می‌توان نتیجه گرفت، شناخت عوامل پیش‌بینی‌کننده و میانجی گرایش به خودکشی می‌تواند در کاهش بروز خودکشی و تغییر گرایش‌ها و افکار دانشجویان کمک کند. به‌واقع سازمان‌ها و نهادهای مرتبط می‌توانند با آموزش صحیح والدین برای حمایت بهتر از فرزندان و نیز تقویت سبک‌های دلبستگی ایمن به‌صورت طولی و زمانی به کاهش آمار و ارقام تمایل به خودکشی و به‌تبع آن خودکشی و نیز به بهبود عملکرد و انگیزه دانشجویان کمک نماید و بر کارایی سیستم آموزشی نیز بیفزاید.

روانشناسی اجتماعی

بررسی رابطه بین ادراک تعارض والدینی و سازگاری هیجانی: با میانجی‌گری مهارت‌های اجتماعی و شایستگی رابطه در میان نوجوانان

دوره 15، شماره 58، تابستان 1404، صفحه 37-56

https://doi.org/10.22034/spr.2025.496915.2050

مرضیه عزیزی، ذبیح الله کاوه فارسانی، مهرداد حاجی حسنی

چکیده مقدمه: نوجوانی یک دوره رشد منحصر به فرد است که با تغییرات و چالش­های قابل توجهی همراه است. به این ترتیب، حفظ سازگاری هیجانی برای نوجوانان بسیار مهم است، بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین ادراک تعارض والدینی و سازگاری هیجانی با میانجی­گری مهارت­های اجتماعی و شایستگی رابطه بود.  روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود که با استفاده از معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش­ آموزان نوجوان متوسطه اول و دوم شهرستان شهرکرد بودند که 380 نفر از آنان به روش خوشه­ ای تصادفی و براساس ملاک­های ورود و خروج انتخاب شدند و به پرسشنامه­ های ادراک نوجوان از تعارض والدینی گریچ و همکاران ( 1992)؛ مقیاس مهارت­های اجتماعی ماتسون و همکاران (1983)؛ مقیاس شایستگی اجتماعی اسمارت و سانسون (2003) و مقیاس سازگاری هیجانی رابیو و همکاران (2007) پاسخ دادند. تحلیل آماری داده­ ها با استفاده از نرم افزار SmartPLS, SPSS26 انجام گرفت. یافته­ ها: نتایج نشان داد که اثر مستقیم ادارک تعارض والدینی بر شایستگی رابطه (212/0-=β)، مهارت­های اجتماعی(397/0-=β) و سازگاری هیجانی (237/0-=β)؛ همچنین رابطه شایستگی بر سازگاری هیجانی (09/0=β) و مهارت­های اجتماعی بر سازگاری هیجانی (486/0=β) که در سطح (00/0 P <) معنادار است. اثر غیر مستقیم ادارک تعارض والدینی بر سازگاری هیجانی (213/0-=β) که در سطح (00/0 P <) معنادار است. ضریب تعیین مسیر نیز 482/0 بود نتیجه­ گیری: با توجه به اهمیت سازگاری هیجانی در دوران نوجوانی توجه به نقش متغیرهایی همچون تعارض والدینی، مهارت­های اجتماعی و شایستگی رابطه در این دوران حائز اهمیت است.

روانشناسی اجتماعی

تکانشگری، تنوع طلبی جنسی، سبک‌های دلبستگی.

دوره 15، شماره 58، تابستان 1404، صفحه 57-70

https://doi.org/10.22034/spr.2025.491627.2035

رقیه حسینی، جاوید پیمانی، میترا قاسمی

چکیده مقدمه: تنوع طلبی جنسی یک اختلال است که معمولاً زمانی رخ می­دهد که عشق در روابط کم رنگ شود و ارضای جنسی مطلوبی در آن رابطه اتفاق نیافتد. هدف از انجام پژوهش حاضر، پیش­بینی تنوع طلبی جنسی بر اساس سبک­های دلبستگی با نقش میانجی تکانشگری در بین زوجین دانشجو‌ دانشگاه­های آزاد اسلامی استان تهران بود. روش: روش پژوهش، توصیفی- همبستگی بر اساس معادلات ساختاری بود. کلیه زوجین دانشجوی دانشگاه ­های آزاد اسلامی استان تهران در سال تحصیلی 1402-1403که افراد پاسخ دهنده 181 نفر زن و 119  نفر مرد بودند. حجم نمونه، ‌287‌ نفر تعیین شد. اما در نهایت 300 نفر پرسشنامه­ ها را تکمیل کردند. این افراد به روش نمونه­ گیری غیر تصادفی‌ و هدفمند انتخاب شدند. اطلاعات از طریق پرسشنامه­ های سبک‌‌های دلبستگی بارتولومیو و هوروتیز (1991)، نگرش به خیانت (روابط فرازناشویی) واتلی (2008) وتکانشگری بارت و همکاران (1995) جمع‌آوری شد. داده­ ها از طریق روش توصیفی و استنباطی با استفاده از آزمون تی- استیودنت تجزیه و تحلیل شد. یافته­ ها: بر اساس یافته­ ها، سبک­های دلبستگی با نقش میانجی تکانشگری، تنوع طلبی جنسی زوجین را پیش ­بینی کردند. این یافته نشان می­دهد که شاخص­های سبک­های دلبستگی و تکانشگری به صورت معناداری قادر به پیش‌بینی تنوع طلبی جنسی بودند (05/0p <). نتیجه‌گیری: بر اساس یافته­ ها سبک‌های دلبستگی با میانجی‌گری تکانشگری، بر تنوع ­طلبی جنسی زوجین تأثیر می‌گذارند. به طور کلی می­توان ذکر نمود که ویژگی‌های شخصیتی و روان‌شناختی، مانند تکانشگری و سبک‌های دلبستگی، می‌توانند بر جنبه‌های مختلف روابط زناشویی، از جمله تنوع طلبی جنسی تأثیر بگذارند.

روانشناسی اجتماعی

اثربخشی آگاه‌سازی مبتنی بر ارتقاء مهارت خودمراقبتی بر رفتارهای پرخطر جنسی و خودکارآمدی عمومی زنان آسیب‌دیده اجتماعی

دوره 15، شماره 58، تابستان 1404، صفحه 71-86

https://doi.org/10.22034/spr.2025.472136.1975

عاطفه عباسی، قدرت اله عباسی

چکیده مقدمه: افزایش رفتارهای ناسالم و پرخطر در میان زنان آسیب‌دیده اجتماعی و کمبود آموزش‌های لازم در این زمینه، موضوعی نگران‌کننده است که نیاز به توجه فوری دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی روش آگاه‌سازی مبتنی بر ارتقاء مهارت خودمراقبتی بر رفتارهای پرخطر جنسی و خودکارآمدی عمومی زنان آسیب‌دیده اجتماعی بود. روش: طرح کلی پژوهش حاضر با روش شبه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون – پس‌آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری آن کلیه زنان خدمت گیرنده در مرکز حمایت و توانمندسازی زنان آسیب‌دیده اجتماعی (راه نوین) شهرستان آمل در سال 1401 درنظر گرفته شد که از بین جامعه آماری 30 نفر به‌صورت در دسترس انتخاب شدند و به‌صورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده در پژوهش پرسش‌نامه رفتارهای پرخطر جنسی زارعی و همکاران (1389) و مقیاس خودکارآمدی عمومی شرر و همکاران (1982) به عنوان پیش آزمون اجرا و مداخلة آگاه‌سازی مبتنی بر ارتقاء مهارت خودمراقبتی به مدت 8 جلسه 120 دقیقه‌ای بر روی گروه آزمایش قرار گرفت و پس از اتمام برنامه آموزش، پس آزمون اجرا شد. داده ها با نرم افزار SPSS و تحلیل کوواریانس چندمتغیره تجزیه‌وتحلیل شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد، مداخله آگاه‌سازی مبتنی بر ارتقاء مهارت خودمراقبتی در کاهش رفتارهای پر خطر جنسی و افزایش خودکارآمدی عمومی در زنان آسیب‌دیده مؤثر بوده است و بیشترین اثر این مداخله بر متغیر خودکارآمدی عمومی بود (01/0>p). نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌ها می‌توان نتیجه گرفت که آگاه‌سازی مبتنی بر ارتقاء مهارت خودمراقبتی منجر به کاهش رفتارهای پرخطر جنسی و افزایش خودکارآمدی زنان آسیب‌دیده اجتماعی می‌شود. این مداخله می‌تواند به‌عنوان یک ابزار مؤثر و کاربردی در بهبود سلامت روانی و جسمانی این گروه مورد توجه قرار گیرد.

روانشناسی اجتماعی

تعیین اثربخشی برنامه آموزش گروهی شایستگی اجتماعی بر دلبستگی ناایمن و مهارت‌های اجتماعی کودکان بی‌سرپرست

دوره 15، شماره 58، تابستان 1404، صفحه 87-100

https://doi.org/10.22034/spr.2025.488314.2021

مختار ویسانی، مسعود نجاری، روژینا احمدپور

چکیده مقدمه: شایستگی اجتماعی به عنوان یکی از پیش‌بینی‌کننده‌های موفقیت تحصیلی و اجتماعی فرد به شمار می‌رود که می‌تواند، عملکرد مطلوب کنونی و آینده او را تحت تأثیر قرار دهد؛ بر همین اساس هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی برنامه مداخله‌ای شایستگی اجتماعی بر دلبستگی ناایمن و مهارت‌های اجتماعی کودکان بی‌سرپرست بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان بی‌سرپرست شهر سنندج در سال تحصیلی 1403-1402 بود. 30 دانش‌آموز که نمره آن‌ها در پرسشنامه دلبستگی ناایمن یک انحراف معیار بالاتر و در مهارت‌های اجتماعی یک انحراف معیار پائین‌تر از میانگین بود با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده و به صورت گمارش تصادفی در گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. که گروه آزمایش 16 جلسه 45 دقیقه‌ای تحت برنامه آموزش شایستگی اجتماعی قرار گرفت و گروه کنترل هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. ابزار‌های مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه اختلال دلبستگی راندولف (2000) و پرسشنامه نظام درجه‌بندی مهارت‌های اجتماعی گرشام و الیوت (1990) بودند. تحلیل داده‌های آماری با استفاده از روش تحلیل کوواریانس و نرم‌افزار آماری spss نسخه 23 صورت گرفت. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که برنامه آموزش گروهی شایستگی اجتماعی بر کاهش دلبستگی ناایمن و افزایش مهارت‌های اجتماعی و مؤلفه‌های آن (همکاری، جرأت ورزی و خودمهارگری) مؤثر است (001/0>p) و نتایج در دوره پیگیری حفظ شد. نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های پژوهش حاضر می‌توان گفت که برنامه آموزش گروهی شایستگی اجتماعی روش مداخله‌ای مناسبی جهت کاهش دلبستگی ناایمن و افزایش مهارت‌های اجتماعی کودکان بی‌سرپرست است.

روانشناسی اجتماعی

مدل ساختاری صمیمیت زناشویی بر اساس تحمل پریشانی و تمایزیافتگی: نقش میانجی کیفیت رابطه با خانواده همسر در زنان متأهل مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره

دوره 15، شماره 58، تابستان 1404، صفحه 101-124

https://doi.org/10.22034/spr.2025.497177.2053

آمنه گنجیان، زهرا مردانی، زهرا ذاکری نصرآبادی

چکیده مقدمه: صمیمیت در روابط زناشویی به‌عنوان یک الگوی رفتاری بسیار مهم مفهوم‌سازی شده که جنبه‌های عاطفی، هیجانی و اجتماعی نیرومندی دارد و بر پایه پذیرش، رضایت خاطر و عشق شکل می‌گیرد. پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل معادلات ساختاری صمیمیت زناشویی بر اساس تحمل پریشانی و تمایزیافتگی، با نقش میانجی کیفیت رابطه با خانواده همسر انجام شده است. روش: این مطالعه به روش توصیفی-همبستگی و با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. جامعه آماری شامل زنان متأهل مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره شهرستان نورآباد لرستان بود. حجم نمونه پژوهش 239 بود که به ‌صورت داوطلبانه به پرسشنامه‌های تمایزیافتگی اسکورون و اسمیت (1998)، کیفیت رابطه با خانواده همسر چراغی (1393)، صمیمیت زناشویی تامپسون و واکر (1983) و تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005) پاسخ دادند.  داده‌ها با Smart PLS  وSPSS-22  مورد تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج نشان داد، متغیر تحمل پریشانی 17 درصد و تمایزیافتگی 21 درصد از واریانس صمیمیت زناشویی را تبیین می‌کنند. همچنین، تحمل پریشانی به ‌صورت غیرمستقیم و از طریق کیفیت رابطه با خانواده همسر 10 درصد و تمایزیافتگی 5 درصد از تغییرات صمیمیت زناشویی را تبیین می‌نمایند. تمایزیافتگی با اثر مستقیم (209/0= β)، غیرمستقیم (05/0 ≤ P، 110/0= β) و اثر کل معنادار (05/0 ≤ P، 320/0= β) و تحمل پریشانی نیز با اثر مستقیم (05/0 ≤ P، 169/0= β)، غیرمستقیم (05/0 ≤ P، 167/0= β) و اثر کل معنادار (05/0 ≤ P، 336/0= β) بر صمیمیت زناشویی تأثیرگذار بودند. نتیجه‌گیری: این نتایج نشان می‌دهند که هر دو متغیر تحمل پریشانی و تمایزیافتگی تأثیر معناداری بر صمیمیت زناشویی دارند و کیفیت رابطه با خانواده همسر نیز در این تأثیرات نقش واسطه‌ای مهمی ایفا می‌کند. بنابراین، بهبود صمیمیت زناشویی در زنان متأهل نیازمند تقویت مهارت‌های تحمل پریشانی، تمایزیافتگی و ارتقای کیفیت رابطه با خانواده همسر است.

روانشناسی اجتماعی

تدوین مدل پرسه زنی اینترنتی بر اساس پریشانی روان‌شناختی و جذب شناختی با نقش میانجی توانایی تصمیم‎ گیری در دانش آموزان دوره متوسطه دوم دارای اعتیاد به گوشی تلفن هوشمند

دوره 15، شماره 58، تابستان 1404، صفحه 125-140

https://doi.org/10.22034/spr.2025.489273.2025

سارا نقی بیرانوند، عزت اله قدمپور، حسنعلی ویسکرمی

چکیده مقدمه: اعتیاد به گوشی‌های هوشمند از مشکلات رایج دانش آموزان است که عوامل متعددی در آن نقش دارند؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی رابطة پریشانی روان‌شناختی و جذب شناختی با پرسه‎زنی اینترنتی در دانش‎آموزان دارای اعتیاد به گوشی هوشمند با نقش واسطه‎ای توانایی تصمیم‎گیری بود. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش پژوهش توصیفی - همبستگی و از نوع مدل‎یابی معادلات ساختاری بود. جامعۀ آماری پژوهش را کلیه دانش‎ آموزان متوسطه دوم شهر خرم ‎آباد در سال ۱۴۰۲ تشکیل دادند (1300N=) که از بین آن‎ها 300 نفر که نمره 53 یا بالاتر در پرسش‌نامه اعتیاد به گوشی‎های تلفن هوشمند سواری (1392) داشتند به شیوه نمونه ‎گیری تصادفی طبقه‎ ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده­ ها از پرسش‌نامه‌های پرسه‌زنی اینترنتی استودارت (2016)، مقیاس توانایی تصمیم‎ گیری ملبورن (1997)، مقیاس جذب شناختی آگاروال و کاراهانا (2000)، پرسش‌نامه اعتیاد به گوشی‎ های تلفن هوشمند سواری (1392) و مقیاس پریشانی روان‌شناختی لاویبوند و لاویبند (1995) بود. یافته‎ ها: نتایج نشان داد مدل از برازش خوبی برخوردار بوده، رابطة پریشانی روان‌شناختی (14/0 β=، 001/0=P) و جذب شناختی (17/0 β=، 001/0=P)با پرسه‎ زنی اینترنتی غیرمستقیم و معنادار است و علاوه بر این پریشانی روان‌شناختی (34/0-β=،001/0=P) و جذب شناختی (46/0-β=، 001/0=P) با میانجی‎گری توانایی تصمیم‎ گیری اثر غیرمستقیم و معناداری بر پرسه ‎زنی اینترنتی در دانش‎ آموزان دارای اعتیاد به گوشی‎ های تلفن هوشمند داشتند. نتیجه ‎گیری: بر اساس یافته ها می‎توان نتیجه گرفت که در تأیید فرضیات پژوهش پریشانی روان‌شناختی و جذب شناختی به شیوه های مستقیم و غیرمستقیم پرسه ‎زنی اینترنتی دانش ‎آموزان دارای اعتیاد به گوشی تلفن هوشمند را تحت‌تأثیر قرار می‎دهند و نقش فعالی در رفتار پرسه زنی اینترنتی دارند. کلمات کلیدی: پریشانی روان‌شناختی، جذب شناختی، توانایی تصمیم‎گیری، پرسه زنی اینترنتی.

روانشناسی اجتماعی

مدل یابی روابط ساختاری پیش‌بینی عود مصرف براساس استیگمای خود در افراد تحت درمان نگهدارنده با متادون: نقش میانجیگری عزت‌نفس و حمایت اجتماعی ادراک‌شده

دوره 15، شماره 58، تابستان 1404، صفحه 141-154

https://doi.org/10.22034/spr.2025.484195.2006

علی اکبر گودینی، یونس دوستیان

چکیده مقدمه: اعتیاد یک بیماری مزمن و عودکننده است که نیازمند درمان و حمایت مستمر است. پژوهش حاضر با هدف مدل­یابی روابط ساختاری پیش‌بینی عود مصرف بر اساس استیگمای خود در افراد تحت درمان نگهدارنده با متادون: نقش میانجیگری عزت‌نفس و حمایت اجتماعی ادراک‌شده، انجام شد.  روش: پژوهش حاضر ازنظر روش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش، همه افراد وابسته به مواد مخدر بودند که در سال 1403 به کمپ‌های ترک اعتیاد شهر کرج مراجعه کرده بودند که 209 نفر به روش تصادفی انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان مقیاس پیش‌بینی عود اعتیاد رایت و همکاران (1993)،  مقیاس عزت‌نفس روزنبرگ (1965)، مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک‌شده زیمت و همکاران (1988) و استیگمای ادراک‌شده لوما و همکاران (2013) را تکمیل کردند. داده‌ها با روش‌های همبستگی پیرسون و مدل‌سازی معادلات ساختاری تجزیه‌وتحلیل شدند. یافته‌ها: نتایج نشان داد که استیگمای خود به‌ صورت مستقیم بر حمایت اجتماعی ادراک‌شده (۰۱/۰>p ،50/۰-=β) و عزت‌نفس (۰۱/۰>p ،58/۰-=β)  تأثیر منفی و بر عود مصرف (۰۱/۰>p ،56/0=β) تأثیر مثبت دارد. استیگمای خود به‌صورت غیرمستقیم (۰۱/۰>p ،33/0=β) و با میانجی‌گری حمایت اجتماعی ادراک‌شده و عزت‌نفس بر عود مصرف تأثیر دارد.  نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که برنامه‌های درمانی می‌توانند باهدف قرار دادن افزایش حمایت اجتماعی و عزت‌نفس، زمینه را برای ترک مصرف مواد مخدر در افراد تحت درمان فراهم آورند.