تعداد دوره‌ها 16
تعداد شماره‌ها 60
تعداد مقالات 499
تعداد نویسندگان 854
تعداد مشاهده مقاله 1,199,080
تعداد دریافت فایل اصل مقاله 436,873
نسبت مشاهده بر مقاله 2402.97
نسبت دریافت فایل بر مقاله 875.5
 
تعداد مقالات ارسال شده 1,756
درصد پذیرش 19
زمان پذیرش (روز) 125

نشریه علمی پژوهش های روان شناسی اجتماعی، فصلنامه ای با دسترسی باز (به متن مقالات ) است که توسط انجمن روانشناسی اجتماعی ایران منتشر می شود. این نشریه از سیاست داوری تخصصی دوسو ناشناس در بررسی مقالات استفاده کرده و آخرین یافته های مقالات پژوهشی در حوزه روانشناسی اجتماعی را منتشر می نماید. پژوهش های روان شناسی اجتماعی در بررسی و انتشار مقالات علمی از اصول و معیارهای کمیته اخلاق نشر COPE پیروی می‌کند. پیرو آیین‌نامه نشریات علمی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و به‌ منظور پاسداری از حقوق و مالکیت فکری و معنوی پژوهشگران و پیشگیری از چاپ نوشتارهای تکراری، از نظر نشریه پژوهشهای روانشناسی اجتماعی ارسال گزارش همانند یابی توسط نویسنده(گان) الزامی است، تا از اصالت آنها اطمینان حاصل شود و پس از آن مقالات توسط داوران مجرب مورد ارزیابی قرار می‌گیرند. لذا ارسال گزارش مشابهت یابی توسط نویسندگان الزامی است. 

نشریه علمی پژوهش های روان شناسی اجتماعی که توسط انجمن روان شناسی اجتماعی ایران از سال 1390 منتشر می شود ،  طبق نامه شماره 9716/11/3/90 مورخ 1390/1/29 از کمسیون نشریات علمی کشور  و مجوز شماره 79368  در تاریخ 18/ 2/ 1396 از معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اقدام به پذیرش و چاپ مقالات علمی در حوزه روان شناسی اجتماعی (محورهای موضوعی نشریه در اهداف و چشم انداز های نشریه ذکر شده ) می نماید .لازم است نویسندگان قبل از بارگذاری فایل  مقاله راهنمای نویسندگان را به دقت مطالعه نمایند.


در زمان ارسال مقاله به نشریه ارسال فرم های تعهدنامه و تعارض منافع الزامی می باشد. بارگذاری این فرم ها علاوه بر ضمانت ترتیب نویسندگان و مشخص کردن نویسنده مسئول به معنای رعایت اصول اخلاق علمی و ضمانت داده ها می باشد.لازم است مشخصات علمی و سازمانی همه نویسندگان در سامانه به درستی و همان طور که انتظار دارند منتشر شود به طور کامل قید شود. (دانلود فرم های نشریه)


ویژگی های اصلی نشریه

تناوب انتشار: فصلنامه

سال آغاز انتشار: 1390

زبان: فارسی (چکیده انگلیسی)

متوسط زمان داوری مقاله : دو تا سه ماه

نوع داوری: داوری تخصصی دو سو ناشناس و حداقل 2 داور

مقابله با سرقت ادبی: همیاب

دسترسی به مقالات: دسترسی آزاد

ایمیل مجله: sardabir.social@gmail.com


           

روانشناسی اجتماعی

رابطه رفتارهای پرخطر با حساسیت اضطرابی و تصور منفی از خود با میانجی‌گری اجتناب تجربی

صفحه 1-18

https://doi.org/10.22034/spr.2026.545319.2179

امیرحسین قاسمی، حسین محققی، رسول کردنوقابی، رزیتا امانی

چکیده مقدمه: با توجه به شیوع نگران‌کننده رفتارهای پرخطر در نوجوانان و پیامدهای آسیب‌زای آن، این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین رفتارهای پرخطر با حساسیت اضطرابی و تصور منفی از خود با در نظر گرفتن نقش میانجی‌گری اجتناب تجربی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی با مدل‌یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش‌آموزان متوسطه دوم شهر همدان در سال تحصیلی 1402-1401 بود که از این میان، تعداد 327 نفر به روش نمونه­گیری خوشه‌ای مرحله‌ای به عنوان نمونه وارد پژوهش شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس‌های خطرپذیری نوجوانان ایرانی زاده‌محمدی و همکاران (1390)، اجتناب تجربی چندبعدی گامز و همکاران (2011)، حساسیت اضطرابی ریس و همکاران (1986) و تصویر خود منفی موسکویچ و هایدر (2011) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون همبستگی پیرسون و مدل‌یابی معادلات ساختاری به کمک نرم افزار SPSS-27 و AMOS-26 استفاده شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد رفتارهای پرخطر با حساسیت اضطرابی (27/0=r)، تصور منفی از خود (25/0=r) و اجتناب تجربی (52/0=r) رابطه مثبت معناداری داشت (01/0P<). هم­چنین، اجتناب تجربی با حساسیت اضطرابی (34/0=r) و تصور منفی از خود (37/0=r) رابطه مثبت معناداری داشت (01/0P<). بر اساس آزمون بوت‌استراپ، اثر غیرمستقیم حساسیت اضطرابی (08/0=β، فاصله اطمینان 95درصد: 15/0-03/0) و تصور منفی از خود (08/0=β، فاصله اطمینان 95درصد: 14/0-03/0) بر رفتارهای پرخطر با میانجی‌گری اجتناب تجربی معنادار بود (01/0P<). نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌ها می‌توان نتیجه گرفت که اجتناب تجربی به عنوان یک مکانیسم واسطه‌ای کلیدی، رابطه بین حساسیت اضطرابی و تصور منفی از خود با رفتارهای پرخطر در نوجوانان را تبیین می‌کند. این نتایج بر اهمیت طراحی مداخلات روان‌شناختی با هدف کاهش اجتناب تجربی، حساسیت اضطرابی و تصور منفی از خود در پیشگیری از رفتارهای پرخطر نوجوانان تأکید دارد. بنابراین، اجتناب تجربی مکانیسم کلیدی است و می‌تواند هدف مداخلات مدرسه‌محور باشد.

روانشناسی اجتماعی

رابطه نیازهای اساسی روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان با اعتیاد به اینترنت: نقش میانجی­گر پریشانی روانشناختی

صفحه 19-36

https://doi.org/10.22034/spr.2026.547265.2182

فائزه نادری، آسیه مرادی، خدامراد مومنی

چکیده مقدمه: اعتیاد به اینترنت، یکی از معضلات و نگرانی­های جهان امروز است که اثرات بازدارنده­ای بر رشد و شکوفایی جامعه دارد. نوجوانان از لحاظ اعتیاد به اینترنت، قشر آسیب ­پذیر هستند. هدف پژوهش بررسی نقش میانجی‌گری پریشانی روانشناختی در رابطه نیازهای اساسی روانشناختی وتنظیم شناختی هیجان با اعتیاد به اینترنت دانش­ آموزان دختر دوره متوسطه دوم شهرستان پاوه بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمام دانش‌آموزان دختردوره متوسطه دوم شهرستان پاوه بود که با توجه به تعداد متغیرها و بر اساس توصیه‌های آماری برای پژوهش‌های همبستگی مبنی بر ضرورت حداقل 300 نفر برای دستیابی به الگوهای پایدار و برآوردهای قابل اعتماد، حجم نمونه 300 نفر تعیین شد. از پرسشنامه­ های پریشانی روانشناختی (لوی باند، 1995)، تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و همکاران، 2001)، نیازهای اساسی روانشناختی (دسی و ریان، 2000) و اعتیاد به اینترنت (یانگ، 1998) جهت گردآوری اطلاعات استفاده شد. داده‌ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل‌یابی معادلات ساختاری در نرم‌افزار SPSS-27 و AMOS-24 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته­ ها: براساس یافته­ ها رابطه شایستگی، بعد مثبت تنظیم شناختی هیجان و بعد منفی تنظیم شناختی به اعتیاد به اینترنت از طریق پریشانی روانشناختی معنی­دار بود (01/0>P). رابطه خودمختاری و ارتباط با اعتیاد به اینترنت از طریق پریشانی روانشناختی معنی­دار نبود. نتیجه­ گیری: بر اساس یافته­ های این پژوهش آموزش راهبردهای مثبت تنظیم هیجان و ایجاد بستر برای برآورده شدن نیازهای دانش ­آموزان در محیط خانواده و مدرسه باید مورد توجه به­ خصوص والدین و معلمان قرار گیرد زیرا از این طریق میزان پریشانی روانشناختی و متعاقب آن میزان اعتیاد به اینترنت کاهش می­ یابد.

روانشناسی اجتماعی

رابطه حساسیت به طرد و عزت ‌نفس با قربانی خشونت خانگی در زنان متأهل: نقش واسطه‌ای خود خاموشی

صفحه 37-54

https://doi.org/10.22034/spr.2026.548145.2184

محمد ثابت رو، زهره قنبری، شهریار درگاهی، حسین کارشکی

چکیده مقدمه: قربانی خشونت خانگی نوعی خاص از قربانی خشونت است که می‌تواند به آسیب‌های جسمی و روانی در افراد منجر شود. این پژوهش به بررسی رابطه میان حساسیت به طرد و عزت‌نفس با قربانی خشونت خانگی و نقش واسطه ای خودخاموشی پرداخته است. روش: پژوهش حاضر توصیفی واز نوع همبستگی است وجامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان دارای تجربه قربانی خشونت خانگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و بهزیستی شهر بجنورد در سال 1403 بود که 373 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و پرسشنامه های خشونت خانگی، حساسیت به طرد، عزت نفس و خودخاموشی را به صورت اینترنتی تکمیل نمودند. جهت تجزیه تحلیل داده های پژوهش از آزمون همبستگی پیرسون و به روش تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS 27 و AMOS 24 تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها: نتایج نشان داد متغیر حساسیت به طرد با متغیر وابسته قربانی خشونت خانگی رابطه نداشت (05/0<p) اما رابطه معنی داری بین عزت نفس و خودخاموشی با قربانی خشونت خانگی مشاهده شد (05/0>p).و همچنین نقش میانجی گری کامل خودخاموشی در رابطه بین حساسیت به طرد و قربانی خشونت خانگی و همچنین نقش میانجی جزئی در رابطه بین عزت نفس و قربانی خشونت خانگی مورد تایید قرار گرفت (05/0>p). نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های پژوهش حاضر، می‌توان نتیجه گرفت که خود خاموشی به عنوان یک مکانیسم روانی کلیدی، نقش واسطه‌ای معناداری در تبیین رابطه بین حساسیت به طرد و عزت‌نفس با قربانی خشونت خانگی ایفا می‌کند. این یافته‌ها بر اهمیت توجه به نقش مکانیسم‌های روانی درونی مانند خود خاموشی در درک پدیده خشونت خانگی و طراحی مداخلات پیشگیرانه تأکید می‌نماید.

روانشناسی اجتماعی

رابطه بین تجارب آسیب‌زای دوران کودکی با اعتیاد به گوشی هوشمند: نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان و ذهن‌آگاهی

صفحه 55-72

https://doi.org/10.22034/spr.2026.548453.2186

زهرا روزبهانی، الهام توکلی طرقی، پروانه قدسی

چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی تنظیم ‌شناختی هیجان و ذهن‌آگاهی در رابطه بین تجارب آسیب‌زای دوران کودکی با اعتیاد به گوشی هوشمند انجام گرفت. روش: روش این پژوهش توصیفی، از نوع همبستگی بود. جامعه آماری را کلیه دانشجویان دانشگاه‌های شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ تشکیل می‌دادند. نمونه‌ای به حجم ۴۳۰ نفر به روش نمونه‌گیری در ‌دسترس انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان، پرسش‌نامه آسیب دوران کودکی (برنشتاین و همکاران، ۲۰۰۳)، مقیاس اعتیاد به گوشی هوشمند (اون و همکاران، ۲۰۱۳) پرسش‌نامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و همکاران،۲۰۰۱)، پرسش‌نامه ذهن‌آگاهی (بائر و همکاران،۲۰۰۶)، را به‌صورت آنلاین تکمیل نمودند. تجزیه‌ و تحلیل داد‌ها با استفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری و با نرم‌افزار SPSS-26 و AMOS-24 انجام گرفت. یافته‌ها: نتایج نشان داد، تجارب آسیب‌زای کودکی بر اعتیاد به گوشی هوشمند اثر مستقیم و مثبت دارد (۱۹۶/۰=β و 001/0>P). راهبردهای ناسازگار در ارتباط بین تجارب آسیب‌زای کودکی با اعتیاد به گوشی هوشمند اثر غیرمستقیم معناداری دارد (۰۹۵/۰=β و 001/0>P)، درحالی‌که اثرات واسطه‌ای راهبردهای سازگار معنادار نبود. همچنین ذهن‌آگاهی در رابطه بین تجارب آسیب‌زای کودکی با اعتیاد به گوشی هوشمند اثر غیرمستقیم معناداری دارد (۰۰۱۳۶/۰-=β و 001/0>P). نتیجه‌گیری: راهبردهای ناسازگار تنظیم هیجان و ذهن‌آگاهی مکانیسم‌های بالقوه‌ای هستند که تجارب آسیب‌زای کودکی را با اعتیاد به گوشی هوشمند مرتبط می‌کنند. در نتیجه شناسایی فرایندهایی که توسط آنها تجارب آسیب‌زای کودکی بر اعتیاد به گوشی هوشمند اثر می‌گذارد، دارای ارزش کاربردی بالقوه برای پیشگیری و مداخله است.

روانشناسی اجتماعی

مقایسة بهزیستی اجتماعی، ارزیابی شخصی بحران‌محور خانوادگی و انعطاف‌پذیری شناختی در مادران دارای کودک ناتوانِ یادگیری با مادران کودکان عادی

صفحه 73-90

https://doi.org/10.22034/spr.2026.549303.2188

ابوالقاسم یعقوبی، زهرا فنائی نعمت سرا

چکیده مقدمه: مطالعة حاضر با هدف مقایسة بهزیستی اجتماعی، ارزیابی شخصی بحران‌محور در خانواده و انعطاف‌پذیری شناختی در مادران دارای کودک مبتلا به اختلال یادگیری با مادران کودکان عادی انجام شد. روش: پژوهش حاضر به روش علّی- مقایسه‌ای انجام شد. از میان مادرانی که به مراکز ناتوانی‌های یادگیری باران و ساحل شهر همدان در سال تحصیلی 1402 و 1403 مراجعه کردند، 60 مادر دارای کودک مبتلا به اختلال یادگیری و60 مادر دارای کودک سالم به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامة ارزیابی شخصی بحران‌محور ‌خانواده (السون و همکاران، 1981)، بهزیستی اجتماعی (کیز، 1998) و انعطاف‌پذیری شناختی (دنیس و واندروال، 2010) را تکمیل کردند. برای تجزیه‌ و تحلیل داده‌ها از روش آماری تحلیل واریانس چندمتغیّره استفاده شد. نتایج تحلیل واریانس نشان داد که تفاوت معنی‌داری در میانگین تمامی متغیّرها در دو گروه وجود دارد. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که میانگین بهزیستی اجتماعی، ارزیابی شخصی بحران‌محور و انعطاف‌پذیری شناختی در گروه مادران دارای کودک مبتلا به طور معنادارتری پائین‌تر از گروه عا‌دی بود. نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد مادران کودکان با ناتوانی یادگیری، نسبت به مادران کودکان عادی، بهزیستی اجتماعی و انعطاف‌پذیری شناختی پایین‌تری داشته و در مدیریت بحران‌های خانوادگی آسیب‌پذیرترند؛ امری که لزوم طراّحی مداخلات جامع روانی ـ اجتماعی برای ارتقای سلامت روان این گروه را برجسته می‌کند. پیشنهاد می‌شود پژوهش‌های آتی، اثربخشی برنامه‌های یکپارچة حمایت روانی و آموزش مهارت‌های مقابله‌ای را در بهبود شاخص‌های روان‌شناختی والدین این کودکان در بافت‌های فرهنگی ـ اجتماعی متنّوع ارزیابی کنند.

روانشناسی اجتماعی

مدل‌سازی معادلات ساختاری هوش اجتماعی بر اساس خودارزشمندی و هوش معنوی با نقش میانجی انعطاف‌پذیری شناختی

صفحه 91-108

https://doi.org/10.22034/spr.2026.560236.2223

علی افشاری، حسن عبداله زاده، آرزو جانجان

چکیده مقدمه: هوش اجتماعی نقش مهمی در سازگاری و موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان دارد، اما عوامل روان‌شناختی مؤثر بر آن، به‌ویژه نقش میانجی سازوکارهای شناختی، هنوز به‌طور کامل روشن نیست. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش خودارزشمندی و هوش معنوی در هوش اجتماعی با درنظرگرفتن میانجی‌گری انعطاف‌پذیری شناختی انجام شد. روش: این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی و کاربردی بود و روابط مستقیم و غیرمستقیم بین متغیرها با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری شامل 723 دانش‌آموز پسر دوره متوسطه دوم شهر مراغه در سال تحصیلی ۱۴۰۳۱۴۰۴ بود. حجم نمونه 256 نفر بر اساس محاسبه‌گر ساپر برای مدل معادلات ساختاری تعیین و با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب گردید. ابزارهای گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه هوش اجتماعی ترومسو (۲۰۰۱)، پرسشنامه خودارزشمندی کروکر و همکاران (۲۰۰۳)، پرسشنامه هوش معنوی کینگ (۲۰۰۸) و پرسشنامه انعطاف‌پذیری شناختی دنیس و وندوال (۲۰۱۰) بودند. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 24 و از مدل‌سازی معادلات ساختاری شد. یافته ها: یافته‌ها نشان داد که مدل از برازش مطلوب برخوردار بود (08/0SRMR< ،08/0 RMSEA< ،0/90CFI> ). همچنین، خودارزشمندی )182/0(β =، هوش معنوی )293/0 (β =و انعطاف‌پذیری شناختی )213/0 (β =همگی اثر مستقیم مثبت و معناداری بر هوش اجتماعی داشتند (01/0p <). اثر غیرمستقیم خودارزشمندی (028/0) و هوش معنوی (070/0) از طریق انعطاف‌پذیری شناختی نیز معنادار گزارش شد (01/0p <). نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که خودارزشمندی، هوش معنوی و انعطاف‌پذیری شناختی نقش مهمی در تبیین هوش اجتماعی دانش‌آموزان دارند. اثرات مستقیم و غیرمستقیم این متغیرها بیانگر آن است که هوش اجتماعی نه‌تنها تحت تأثیر ویژگی‌های فردی و معنوی قرار دارد، بلکه سازوکارهای شناختی نیز در تقویت آن نقش واسطه‌ای ایفا می‌کنند. بر این اساس، تقویت هم‌زمان این سه سازه می‌تواند به بهبود مهارت‌های ارتباطی، افزایش سازگاری اجتماعی و ارتقای عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان منجر شود. این یافته‌ها ضرورت طراحی مداخلات آموزشی چندبعدی در مدارس را برجسته می‌سازد.

روانشناسی اجتماعی

تعیین روابط ساختاری ادراک از قلدری سایبری بر اساس حمایت والدین از خودمختاری و خشونت در مدرسه با میانجیگری ارضای نیازهای روان‌شناختی

صفحه 109-130

https://doi.org/10.22034/spr.2026.527527.2147

اکبر عطادخت، شیرین احمدی

چکیده مقدمه: قلدری سایبری به عنوان یکی از تهدیدهای مهم روانی و اجتماعی نوجوانان، پیامدهای گسترده‌ای بر رفتارهای خشونت‌آمیز و سلامت روانی آن‌ها دارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین روابط ساختاری ادراک از قلدری سایبری بر اساس حمایت والدین از خودمختاری و خشونت در مدرسه با میانجیگری ارضای نیازهای روان‌شناختی انجام گرفت. روش: این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش‌آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهر اردبیل در سال تحصیلی 1403-1402 بود (13000=N). تعداد 180 نفر از این افراد با استفاده از نمونه­ گیری دردسترس از بین جامعه آماری فوق انتخاب و به پرسشنامه‌های قلدری سایبری (آنتونیادو و همکاران، 2016)، ارضای نیازهای روان‌شناختی (دسی و رایان، 2000)، حمایت والدین از خودمختاری (رابینز، ۱۹۹۴) و خشونت در مدرسه (اسمیت و همکاران، 1998) پاسخ دادند. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از مدل معادلات ساختاری و با نرم‌افزارهای SPSS-25 و Smart PLS-3 انجام گرفت. یافته­ ها: نتایج نشان داد که مدل بر اساس شاخص­ های نکویی برازش از کفایت مناسبی برخوردار است. نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد که حمایت والدین از خودمختاری به‌طور مستقیم بر ادراک از قلدری سایبری (27/0-=β، 000/0=P)، ارضای نیازهای روان‌شناختی (28/0=β، 000/0=P)، ارضای نیازهای روان‌شناختی بر ادراک از قلدری سایبری (50/0-=β، 000/0=P خشونت در مدرسه بر ادراک از قلدری سایبری (38/0=β، 000/0=P) و ارضای نیازهای روان‌شناختی (64/0-=β، 000/0=P) تأثیر معنی‌دار داشت. همچنین مسیرهای میانجی حمایت والدین از خودمختاری از طریق ارضای نیازهای روان‌شناختی بر ادراک از قلدری سایبری (14/0=β، 000/0=P) و خشونت در مدرسه از طریق ارضای نیازهای روان‌شناختی بر ادراک از قلدری سایبری (32/0=β، 000/0=P) نیز معنی‌دار بودند. نتیجه­ گیری: یافته‌ها بر ضرورت طراحی مداخلات آموزشی برای تقویت حمایت والدین از خودمختاری، ارتقای حساسیت اخلاقی مدرسه و پاسخگویی به نیازهای بنیادین روان‌شناختی نوجوانان تأکید دارند تا قلدری سایبری پیشگیری و کاهش یابد.

روانشناسی اجتماعی

پیش‌بینی حساسیت بین‌فردی بر اساس انتظارات زناشویی و تمایزیافتگی با نقش میانجی طلاق عاطفی در زنان تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) شهر یاسوج

صفحه 131-148

https://doi.org/10.22034/spr.2026.532619.2155

زاهده رحمانیان، مینا موحدیان

چکیده مقدمه: زنان سرپرست خانوار در مناطق محروم به دلیل مشکلات اقتصادی و روان‌شناختی، بیش از دیگران در معرض طلاق عاطفی و تعارضات زناشویی قرار دارند. هدف از پژوهش حاضر تعیین اثرات مستقیم و غیرمستقیم انتظارات زناشویی و تمایزیافتگی با نقش واسطه‌ای طلاق عاطفی بر حساسیت بین‌فردی در زنان تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی (ره) یاسوج بود. روش: این پژوهش کاربردی و از نوع توصیفی - همبستگی و معادلات ساختاری است که با نمونه‌گیری در دسترس، روی ۲۰۰ زن تحت حمایت کمیته امداد یاسوج در سال‌های ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۳ انجام شده است که از روش همبستگی، تحلیل مسیر و آزمون سوبل استفاده شد. در پژوهش حاضر از ابزارهای پرسش‌نامه حساسیت بین‌فردی بایس و پارکر (1989)، پرسش‌نامه انتظارات زناشویی امیدوار و همکاران (1388)، پرسش‌نامه تمایزیافتگی اسکورون و فریدلندر (1998) و پرسش‌نامه طلاق عاطفی گاتمن و سیلور (1994) استفاده شد. یافته‌ها: نتایج تحلیل مسیر نشان داد که انتظارات زناشویی و تمایزیافتگی تأثیرات معنادار مستقیم و غیرمستقیمی بر حساسیت بین‌فردی زنان تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی (ره) یاسوج دارند. بعلاوه، طلاق عاطفی در رابطه بین انتظارات زناشویی و حساسیت بین‌فردی نقش میانجی معناداری دارد (اثر غیرمستقیم=061/0، اثر کل=243/0، 05/0>p). همچنین، طلاق عاطفی میانجی‌گر رابطه بین تمایزیافتگی و حساسیت بین‌فردی نیز بود (اثر غیرمستقیم=065/0، اثر کل=400/0) و این میانجی‌گری با آماره سوبل 016/2 تأیید شد (05/0>p). نتیجه‌گیری: بنابراین، تقویت تمایزیافتگی و تعدیل انتظارات زناشویی با کاهش طلاق عاطفی، موجب بهبود روابط و حساسیت بین‌فردی در زنان سرپرست خانوار می‌شود. کیفیت روابط زناشویی حاصل تعامل عوامل فردی، بین‌فردی و سیستمی است و مداخلات روان‌شناختی باید رویکردی یکپارچه داشته باشند.

روانشناسی اجتماعی

اثربخشی برنامه فرصت‌های کوانتوم بر شخصیت جامعه پسند و حساسیت بین فردی در دختران نوجوان دارای مشکلات بیرونی شده

صفحه 149-172

https://doi.org/10.22034/spr.2026.532282.2151

امیر قمرانی

چکیده مقدمه: ضعف در ویژگی‌های شخصیت جامعه‌پسند، و همچنین حساسیت بین‌فردی، از مشخصه های نوجوانان با مشکلات رفتاری بیرونی‌شده است. برنامه فرصت های کوانتوم مداخله‌ای است که توسط وزارت کار ایالات متحده و بنیاد فورد با هدف آموزش مهارتهای اجتماعی و مقابله با مشکلات رفتاری طراحی شده است. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی تأثیر برنامه فرصت‌های کوانتوم بر شخصیت جامعه‌پسند و حساسیت بین‌فردی در دختران نوجوان شهر اصفهان بود. این پژوهش به‌صورت نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون با دوره پیگیری یکماهه بود. روش: در مطالعه حاضر، با روش نمونه‌گیری در دسترس با توجه به ملاک‌های ورود، 44 نفر از دختران با علائم مشکلات رفتاری بیرونی‌شده شهر اصفهان در دامنه سنی 12 تا 15 سال، انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. دختران گروه آزمایش در 8 جلسه‌ 120 دقیقه‌ای (هفته‌ای 1 جلسه) برنامه فرصت های کوانتوم را دریافت کردند. گروه کنترل هیچ‌گونه مداخله‌ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه مشکلات رفتاری آخنباخ-فرم والد (2001) ، مقیاس شخصیت جامعه‌پسند لوئیس پنر(2002) و مقیاس حساسیت بین‌فردی بویس و پارکر(1989) بود. تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون‌ تحلیل واریانس اندازه‌گیری مکرر و با نسخه‌ی 24 نرم‌افزار Spss انجام گرفت. یافته‌ها: نتایج حاکی از آن بود که در زیر مقیاس‌ها و نمره کل شخصیت جامعه‌پسند و همچنین در زیر مقیاس‌ها و نمره کل حساسیت بین‌فردی در گروه آزمایش تفاوت معناداری میان نمرات مرحله پیش‌آزمون، با نمرات مراحل پس‌آزمون و پیگیری وجود دارد(05/0P≤). نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه نشان می‌دهد، می‌توان از برنامه فرصت‌های کوانتوم به عنوان مداخله‌ای برای بهبود رفتارجامعه‌پسند و حساسیت بین فردی در دختران نوجوان با مشکلات رفتاری استفاده‌کرد.

روانشناسی اجتماعی

تدوین مدل پیش‌بینی انسجام خود در زنان سالمند بر اساس سرمایه‌های روانشناختی، حمایت اجتماعی ادراک شده و احساس تنهایی با نقش میانجی نیرومندی ایگو

صفحه 173-190

https://doi.org/10.22034/spr.2025.518869.2117

الهام نعیم آبادی، افسانه بوستان، سیمین دخت رضاخانی

چکیده مقدمه: آمار سالمندان در جوامع مختلف رو به افزایش است در نتیجه لزوم توجه به سلامت روانی افراد سالمند یکی از چالش های جدی پیش رو می‌باشد. هدف از پژوهش حاضر ارائه مدلی جهت پیش ‌بینی انسجام خود در زنان سالمند بر اساس سرمایه ‌های روانشناختی، حمایت اجتماعی ادراک شده و احساس تنهایی با نقش میانجی نیرومندی ایگو بود. روش: این مطالعه از نظرهدف، کاربردی و از نظر روش پژوهش، توصیفی- همبستگی و در قالب الگویابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش عبارت بود از زنان سالمندی که در نیمه نخست سال 1403، به خانه ‌های سلامت شهر تهران مراجعه کرده بودند و از این بین 220 نفر به روش نمونه ‌‌گیری در‌دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده عبارت بودند از پرسشنامه ‌های حس انسجام آنتونوسکی(1993)، سرمایه ‌های روانشناختی لوتانز(2007)، حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت و‌همکاران(1988)، احساس تنهایی راسل(1966)، نیرومندی ایگو مارک استروم و همکاران(1997)، داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS-24 و Amos-24 تجزیه و تحلیل شد و روش بوت استرپ در برنامه ماکر‌و‌پریچر‌و‌هایز (2008) جهت بررسی نقش متغیر میانجی استفاده شد. یافته ‌ها: نتایج نشان داد الگوی ساختاری پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. تمامی ضرایب مستقیم و غیر‌مستقیم بین حس انسجام با حمایت اجتماعی ادراک شده )05/0> ( p، سرمایه ‌های روانشناختی، با میانجی‌گری نیرومنـدی ایگو به طور مثبت و با احساس تنهـایی به طور منـفی، معنی دار است) 05/0 .(p< نتیجه گیری : انسجام خود به شدت به کیفیت روانی- اجتماعی فرد بستگی دارد، بنابراین هرچه فرد سرمایه ‌های روانشناختی قوی‌تر و ایگوی قوی‌تر و حمایت اجتماعی بیشتر و احساس تنهایی کمتری داشته باشد، انسجام خود بالاتری دارد.

روانشناسی اجتماعی

مدل‌یابی سبک‌های‌پردازش‌هیجانی معتادان با سابقه بازگشت براساس سوگیری‌توجه و حمایت‌اجتماعی با میانجی‌گری وسوسه سوء‌مصرف

صفحه 191-206

https://doi.org/10.22034/spr.2025.522262.2130

اسمعیل حسن زاده، شهنام ابوالقاسم، عبدالحسن فرهنگی

چکیده مقدمه: اعتیاد پدیده‌ایست پیچیده، که پیامدهای گسترده‌ای بر سلامت روان و وضعیت خانوادگی و اجتماعی دارد. هدف پژوهش حاضر، مدل‌یابی سبک‌های‌پردازش‌هیجانی معتادان با سابقه بازگشت بر اساس سوگیری‌توجه و حمایت‌اجتماعی با میانجی‌گری وسوسه سوء‌مصرف مواد است. روش: این پژوهش توصیفی-همبستگی با مدل‌یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل 201 نفر از معتادان مراکز ترک اعتیاد گیلان بود که به روش تصادفی ساده در بازه 12/04/1400 تا 12/04/1401 انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها عبارت بودند از پرسشنامه‌های وسوسه مصرف مواد پس از ترک فدردی و همکاران (1387)، سوگیری‌توجه شوسترم (1375)، سبک‌های‌پردازش‌هیجانی باکر و همکاران (2010) و حمایت‌اجتماعی واکس و همکاران (1986). داده‌ها با نرم‌افزارهای SPSS 16 و LISREL V8.80 تحلیل شدند. یافته‌ها: نتایج نشان داد سوگیری‌توجه و حمایت‌اجتماعی به طور مستقیم و مثبت بر وسوسه سوءمصرف اثر دارند و وسوسه نیز سبک‌های‌پردازش‌هیجانی معتادان را متأثر می‌سازد. حمایت‌اجتماعی نقش تعدیل‌کننده در رابطه سوگیری‌توجه و وسوسه داشت. کلیه مسیرها معنادار بودند و شاخص‌های برازش مدل، تناسب مطلوب را نشان دادند. همچنین سبک‌های ناکارآمد پردازش هیجانی در سطح 01/0P و سوگیری‌توجه در سطح 05/0P تأثیر مستقیم و معنادار بر وسوسه مصرف داشتند. نتیجه‌گیری: یافته‌ها بیانگر نقش کلیدی وسوسه در بازگشت به اعتیاد هستند. سبک‌های ناکارآمد پردازش هیجانی همراه با سوگیری‌توجه منفی، احتمال عود را افزایش می‌دهند؛ درحالی‌که حمایت‌اجتماعی می‌تواند به‌عنوان راهبردی مؤثر در پیشگیری از بازگشت اعتیاد به کار گرفته شود.

روانشناسی اجتماعی

تدوین مدل رابطه پریشانی روانی بر اساس حمایت خانوادگی ادراکشده، ارتباط بینفردی و گشودگی به تجربه با میانجیگری بخشش در مادران دارای فرزند دانش آموز

صفحه 207-225

https://doi.org/10.22034/spr.2026.548968.2187

انسیه بابایی، فهیمه طیبی سعادت، مژگان پورشفیع

چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل رابطه پریشانی روانی بر اساس حمایت خانوادگی ادراکشده، ارتباط بینفردی و گشودگی به تجربه با میانجیگری بخشش در مادران دارای فرزند دانش اموز به انجام رسید. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل مادران دارای فرزند دانش اموز شهر ملارد و نمونه آماری برابر با 345 نفر بود که از کل مدارس شهر ملارد انتخاب گردید. روش نمونهگیری به صورت خوشهای انجام گرفت. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامهی پریشانی روانشناختی کسلر (2002)، بخشش هارتلند (2005)، روابط بینفردی پیرس و همکاران (1991)، پرسشنامه شخصیتی نئو (1992) و مقیاس حمایت اجتماعی زیمتو همکاران (1988) استفاده گردید. به منظور تحلیل آماری از مدل معادلات ساختاری بهره گرفته شد. یافته‌ها:یافته ها نشان داد که ضریب مسیر استاندارد حمایت خانوادگی ادراکشده، ارتباط بینفردی و گشودگی به تجربه در مادران دارای فرزند دانش اموزبه میزان 23/0،38/0 و 21/0 محاسبه شد که نشان گر معنادار بودن این روابط بود (01/0>P). و از سویی، بخشش دارای نقش میانجی گری در رابطه حمایت خانوادگی ادراکشده، ارتباط بینفردی و گشودگی به تجربه با میانجیگری بخشش در مادران دارای فرزند دانش اموزبود (01/0>P). نتیجه‌گیری: نقش میانجی گری بخشش بر خلق پیامدهای مثبت روانی و کاهش پریشانی و آسیب­های روانی اثرگذار باشد. بر این اساس، به روانشناسان و مشاوران پیشنهاد می­شود که با توجه به نقش میانجی­گرانه بخشش، در حوزه درمان و آموزش از سودمندی بخشش بهره بگیرند.

پیش‏ بینی سلامت روان بر اساس اضطراب و همبستگی اجتماعی ناشی از بیماری کرونا

دوره 9، شماره 36، زمستان 1398، صفحه 129-141

سوسن علیزاده فرد، مجید صفاری نیا

چکیده هدف: همه‏گیری بیماری‏ کرونا و اجرای قرنطینه، اثرات مختلفی بر جنبه‏های روانی و اجتماعی افراد جامعه گذاشته است. هدف از پژوهش حاضر مطالعه ارتباط اضطراب و همبستگی ناشی از بیماری کرونا با سلامت روان در جامعه شهر تهران است.
روش: به این‏منظور نمونه‏ای شامل 618 زن و مرد بزرگسال توسط پرسشنامه GHQ-12، مقیاس اضطراب بیماری کرونا (علیپور، 1398)، و همبستگی اجتماعی (بر اساس پرسشنامه بهزیستی اجتماعی کیز و شاپیرو، 2004) به‏صورت اینترنتی و از طریق شبکه‏های مجازی مورد ارزیابی قرار گرفتند. جهت تجزیه و تحلیل داده‏ها از روش ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد.
یافته‏ها: نتایج حاصل نشان داد که اضطراب بیماری کرونا (بصورت منفی) و همبستگی اجتماعی ناشی از بیماری کرونا (بصورت مثبت) با سلامت روان همبستگی دارد. همچنین مشخص شد که اضطراب و همبستگی اجتماعی ناشی از بیماری کرونا، به ترتیب 47 و 26 درصد از تغییرات سلامت روان را پیش‏بینی می‏کنند.
نتیجه‏گیری: این نتایج نشان‏دهندة بروز اثرات مثبت و منفی روانی و اجتماعی در زمان قرنطینه بوده و دارای تلویحات کاربردی در تدوین مداخلات بحران در زمان همه‏گیری بیماری کرونا است.

پیش بینی صمیمیت زناشویی زنان بر اساس ذهن آگاهی، الگوهای حل تعارض، حمایت اجتماعی ادراک شده و بهزیستی اجتماعی

دوره 10، شماره 39، پاییز 1399، صفحه 102-83

https://doi.org/10.22034/spr.2020.228592.1463

عبدالباسط محمودپور، ثنا دهقانپور، ناصر یوسفی، سحر ایجادی

چکیده مقدمه: صمیمت رابطه‌ای است که در آن مراقبت، اعتماد متقابل و پذیرش وجود دارد. با توجه به اهمیت وجود صمیمیت در رابطه زناشویی هدف پژوهش حاضر پیش‌بینی صمیمیت زناشویی بر اساس ذهن‌آگاهی، الگوهای حل تعارض، حمایت اجتماعی ادراک‌شده و بهزیستی اجتماعی بود.
روش: روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. به این منظور از میان جامعه زنان شهر تهران 264 نفر با استفاده از نمونه‌گیری دردسترس از سرای محله‌های 2،1و 3 تهران انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان به مقیاس صمیمت زناشویی (تامپسون و واکر، 1983)، پزسشنامه سبک‌های حل تعارض (رحیم، 1983)، فرم کوتاه پرسشنامه ذهن‌آگاهی فرایبورگ (والاچ و همکاران، 2006)، مقیاس حمایت اجتماعی ادراک‌شده (زیمت، 1988) و مقیاس بهزیستی اجتماعی (کیز، 1998) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از رگرسیون استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که متغیرهای الگوهای حل تعارض، ذهن‌آگاهی، حمایت اجتماعی ادراک‌شده و بهزیستی اجتماعی با صمیمیت زناشویی رابطه معنادار دارند. این متغیرها در مجموع قادر به پیش‌بینی 23 درصد از واریانس صمیمیت زناشویی بودند.
نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش حاضر نشانگر اهمیت متغیرهای الگوهای حل تعارض، ذهن‌آگاهی، حمایت اجتماعی ادراک‌شده و بهزیستی اجتماعی در تبیین صمیمیت زناشویی زنان است. بنابراین آموزش شیوه‌های صحیح حل تعارض و تمرینات ذهن‌آگاهی، ارائه حمایت کافی از سوی خانواده و افراد مهم زندگی و تقویت انگیزه رشد ابعاد اجتماعی شخصیت زنان، توصیه می‌شود.

نقش سبک‌های فرزند پروری والدین در پیش‌بینی رشد اجتماعی کودکان پیش‌دبستان 5 و 6 ساله

دوره 10، شماره 37، بهار 1399، صفحه 87-100

https://doi.org/10.22034/spr.2020.109698

آرزو ذکایی فر، توکل موسی زاده

چکیده
مقدمه: این مطالعه با هدف بررسی نقش سبک‌های فرزند پروری والدین در پیش‌بینی رشد اجتماعی کودکان پیش‌دبستان 5 و 6 ساله انجام شده است. رشد و تکامل ابتدای کودکی یک پنجره فرصت برای ارتقاء سلامت است، بنابراین کیفیت مراقبت در این دوران نقش بسزایی در سلامت و رشد و تکامل مطلوب کودک دارد همچنین سن پیش دبستانی دوره مهمی برای رشد اجتماعی است.
روش: این پژوهش به روش همبستگی انجام شده است و رابطه بین متغیرها مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کودکان مقطع پیش دبستان مهدهای کودک شهر تهران (والدین کودکان مقطع پیش دبستانی) شامل 3 شهرستان تهران، ری و شمیرانات در سال تحصیلی 1398-1397 است که تـعداد 618 مهدکودک فعال را دارا می‌باشد.نمونه پژوهش شامل 236 نفر از کودکان و والدینشان با روش نمونه‌گیری تصـادفی خوشـه‌ای بود. افراد مورد پژوهش پرسشنامه سبک‌های فرزند پروری بامریند (1973) و پرسشنامه رشد اجتماعی وایلند (1965) را تکمیل نمودند و داده‌های بدست آمده با نرم افزار spss و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون فرضیه‌های پژوهش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که میزان ضریب همبستگی مشاهده شده بین رشد اجتماعی و سبک‌های فرزندپروری والدین ارتباط دارد. از نظر آماری نتایج تحلیل داده‌ها نشان داد که ضریب همبستگی بین سبک‌های فرزندپروی سهل‌گیرانه و مقتدرانه با رشد اجتماعی در سطح معنـاداری 05/0p> مثبت و معنی‌دار است اما ضریب همبستگی پیرسون بین سبک فرزندپروری مستبدانه و رشد اجتماعی در سطح اطمینان 95 درصد رابطه معنی‌داری وجود ندارد. همچنین نتایج رگرسیون چندمتغیره نشان داد، سبک فرزندپروری مقتدرانه در سطح معنی داری آزمون (0.0001) بهترین متغیر برای پیش‌بینی رشد اجتماعی کودکان است. با استناد به یافته‌های به دست آمده از این پژوهش می‌توان گفت، سبک‌های فرزندپروری یکی از پیش‌بینی کننده‌های مهم رشدی بویژه در حیطه اجتماعی کودکان است. لیکن تفاوتی که در این پژوهش با سایر پژوهش‌های انجام شده دارد، این است که نتایج ارتباط بین سبک سهل‌گیرانه و رشد اجتماعی را نشان می‌دهد.
نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های بدست آمده می‌توان نتیجه‌گیری کرد: زمانی که والدین در روش‌های تربیتی خود در مورد فرزندشان ثابت قدم هستند، رفتارهای ابراز وجود و اعتماد را به آنها ارائه می‌دهند، به گفته‌های کودکان خود گوش می‌سپارند و گفتگو با آنها را ترویج می‌دهند؛ همچنین روش انضباطی آنان توأم با گرمی، منطق و انعطاف پذیری است  و تا حدی به کودکان خود آزادی (سبک سهل‌گیرانه که در پژوهش های دیگر ارائه نگردیده است ) می دهند، کودکان رشد اجتماعی بیشتری را نشان می دهند.

پیش‌بینی گرایش به خیانت بر اساس ویژگی‌های شخصیتی و سبک های دلبستگی در افراد متأهل

دوره 8، شماره 31، پاییز 1397، صفحه 87-102

ابراهیم خیاط، یوسفعلی عطاری، امین کرایی

چکیده مقدمه: وقوع خیانت در هر خانواده‌ای موجب آسیب به بنیان آن شده که نتیجه آن فروپاشی و افزایش آسیب‌های اجتماعی است. هدف این پژوهش پیش‌بینی گرایش به خیانت بر اساس متغیرهای ویژگی‌های شخصیتی و سبک‌های دلبستگی در افراد متأهل بود.
روش: طرح پژوهش حاضر  توصیفی از نوع  همبستگی بود. نمونه آماری پژوهش شامل 250 نفر از زنان و مردان متأهل (125 زن  و 125 مرد) از جامعه متأهلین استان خوزستان که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند، بود.  ابزارهای پژوهش نیز شامل پرسشنامه‌های شیوه‌های رفتاری فارمن و وهنر، پنج عاملی نئو کاستا و مک‌کری و مسائل رابطه‌ای بوکات بود و و در نهایت داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 24 تحلیل شدند.
یافته‌ها: این پژوهش نشان داد که بین تمام متغیرهای پیش‌بین (سبک‌های دلبستگی‌، ویژگی‌های شخصیتی) و مؤلفه‌های آن‌ها (به جز مؤلفه ویژگی شخصیتی گشودگی که معنی‌دار نبود) با گرایش به خیانت دارای رابطه معنی‌داری در سطح  0001/0 >p بودند. همچنین در ضرایب همبستگی چندگانه متغیرهای پیش‌بین (ویژگی‌های شخصیتی و سبک‌های دلبستگی) با گرایش به خیانت زناشویی افراد متأهل با روش ورود همزمان و مرحله‌ای مقدار R2 نشان داد، 29 درصد از واریانس گرایش به خیانت زناشویی شهروندان متأهل توسط متغیرهای یاد شده تبیین می‌شود.
نتیجه‌گیری:  بر اساس یافته پژوهش می‌توان بیان کرد،  ویژگی وجدانی بودن، سبک دلبستگی اضطرابی، ویژگی روان‌رنجوری و سبک دلبستگی ایمن به‌ترتیب پیش‌بینی‌کننده‌های خوبی برای گرایش به خیانت زناشویی می‌باشند.

مقایسه اثر بخشی درمان مبتنی بر شفقت و رفتاردرمانی دیالکتیک بر پرخاشگری، رفتار های خود آسیب رسان و خود تنظیمی هیجانی نوجوانان بزهکار کانون اصلاح و تربیت شهر تهران

دوره 11، شماره 41، بهار 1400، صفحه 31-58

https://doi.org/10.22034/spr.2021.253334.1579

ارمغان دماوندیان، فاطمه گلشنی، مجید صفاری نیا، آنیتا باغداساریانس

چکیده این پژوهش با هدف مقایسه اثر بخشی درمان مبتنی بر شفقت و رفتاردرمانی دیالکتیکی بر پرخاشگری، رفتار های خود آسیب رسان و خود تنظیمی هیجانی نوجوانان بزهکار کانون اصلاح و تربیت شهر تهران انجام شد.
روش این پژوهش، شبه آزمایشی، طرح پیش آزمون-پس آزمون با دو گروه و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مددجویان ساکن کانون اصلاح و تربیت شهر تهران در سال 98 بود. نمونه مورد مطالعه این پژوهش 30 مددجوی مقیم کانون اصلاح و تربیت شهر تهران بود. از سیاهه ی خود گزارشی رفتارهای خود-آسیب رسان کلونسکی و گلن (2009)، پرسشنامه خودتنظیمی هیجانی هافمن و کاشدان (2010) و پرسشنامه پرخاشگری باس و پری (1992) در مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری استفاده شد؛ برنامه آموزشی متمرکز بر شفقت طی 12 جلسه 90 دقیقه ای و هفته ای یک جلسه اجرا شد. برنامه مداخله رفتار درمانی دیالکتیکی نیز طی 12 جلسه 90 دقیقه ای و هفته ای 1 جلسه اجرا شد. از طرح تحلیل واریانس مختلط با اندازه‌گیری مکرر جهت تحلیل اطلاعات در نرم افزار آماری SPSS استفاده شد.
نتایج پژوهش نشان داد که درمان مبتنی بر شفقت و رفتار درمانی دیالکتیکی به صورت پایدار موجب کاهش پرخاشگری شده است. اما در اثر بخشی دو روش مداخله، تفاوتی مشاهده نشد. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که درمان مبتنی بر شفقت، موجب بهبود کارکرد های درون فردی و بین فردی رفتار های خود آسیب و مولفه سازگاری و تحمل خود تنظیمی هیجانی شده است.

کاوشی کیفی از علل و زمینه‌های شکل‌گیری چندهمسری مردان

دوره 9، شماره 34، تابستان 1398، صفحه 63-82

قاسم اسمعیلی، سیدعلیرضا افشانی، محمدحسین فلاح، سعید وزیری

چکیده مقدمه: یک مسئله اجتماعی در زمان واحد در جوامع مختلف، صورت‌های مختلف پیدا می‌کند، در جامعه و سرزمینی پذیرفته و پسندیده است و در جامعه‌ای دیگر رد و ناپسند می‌گردد. مسئله چندهمسری یا تعدد زوجات از مسائل اجتماعی و فرهنگی است که علل و زمینه‌های شکل‌‌گیری آن در جوامع مختلف، متفاوت خواهد بود. هدف مقاله حاضر، شناخت علل و زمینه‌های شکل ‌گیری چندهمسری مردان در شهرستان سراوان بوده است.
روش: تحقیق از نظر روش، کیفی از نوع نظریه زمینه‌ای بوده و مشارکت‌کنندگان با توجه به هدف مطالعه از میان جامعه در دسترس یعنی مردان دارای بیش از یک همسر در شهرستان سراوان به طور هدفمند انتخاب شدند و اطلاعات به وسیله مصاحبه نیمه‌ساختار یافته جمع‌آوری گردید. مصاحبه‌ها تا زمان رسیدن به اشباع نظری ادامه یافته که پس از مصاحبه با چهارده نفر به اشباع نظری رسیده و جهت اطمینان بیشتر، مصاحبه‌ها را تا 17 نفر ادامه داده و متن مصاحبه‌ها روی کاغذ پیاده و کدگذاری انجام و اطلاعات تحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج تحقیق نشان داد که عوامل تشکیل‌دهنده چندهمسری شامل 10 مقوله اصلی و یک مقوله هسته با عنوان «برانگیختگی روانی اجتماعی» است که در قالب مدل پارادایمی و خط داستان ارائه شدند. نتایج تحقیق نشان داد که ازدواج سنتی و غرایز جنسی به عنوان شرایط علی، مقصرانگاری همسر اول، نمای مذهبی، دو اقامت‌گاهی و تسهیل‌گری خانوادگی به عنوان شرایط مداخله‌گر، نمایش اقتدار، بسترهای آزادتعاملی، دلبستگی و توانایی مالی به عنوان شرایط زمینه‌ای باعث بروز پدیده برانگیختگی روانی اجتماعی خواهد شد که در نهایت، استراتژی «گذار پُر گداز عینی و ذهنی از همسر اول» را بوجود می‌آورد.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد نگرش‌های مذهبی در کنار مسایل مالی و بسترهای اجتماعی مطلوب، مهم‌ترین علل شکل‌گیری چندهمسری در بین مردان مورد مطالعه است.

پیش‌بینی انعطاف‌پذیری شناختی بر اساس سازگاری اجتماعی و مسئولیت‌پذیری دانشجویان دختر

دوره 10، شماره 40، زمستان 1399، صفحه 135-150

https://doi.org/10.22034/spr.2021.127718

الهام غیاث آبادی فراهانی، رضا جعفری هرندی

چکیده مقدمه: سازگاری اجتماعی از اساسی‌ترین معیارهای مسئولیت‌پذیر شدن افراد هر جامعه‌ است و در ارتقای کیفیت زندگی هر جامعه‌ای مؤثر است، پژوهش حاضر به پیش‌بینی انعطاف‌پذیری شناختی بر سازگاری اجتماعی و مسئولیت‌پذیری در دانشجویان دختر می‌پردازد.
روش: در این پژوهش جامعه آماری کلیه دانشجویان دختر دانشگاه قم در سال تحصیلی 99-1398 شامل می‌شود(5050=N). که از میان آنها تعداد 357 نفر از دانشجویان با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب و وارد تحلیل شدند. داده‌ها از طریق پرسشنامه‌های انعطاف‌پذیری شناختی دنیس و وندرال (2010)، سازگاری اجتماعی سینها و سینگ (1993) و پرسشنامه روانشناختی کالیفرنیا (1984) جمع‌آوری و با استفاده از روش همبستگی و تحلیل رگرسیون چندگانه مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که بین سازگاری اجتماعی و مسئولیت‌پذیری با انعطاف‏پذیری شناختی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین طبق نتایج سازگاری اجتماعی 42 درصد و مسئولیت‏پذیری 29 درصد از تغییرات انعطاف‏پذیری شناختی دانشجویان دختر را به طور مثبت پیش‏بینی و همزمان سازگاری اجتماعی و مسئولیت پذیری قادر به تبیین 36 درصد از واریانس انعطاف‏پذیری شناختی بودند (0001/0p < ، 296/103 =F).
نتیجه‌گیری: نتایج، نشانگر اهمیت سازگاری اجتماعی و مسئولیت‌پذیری شناختی در تبیین انعطاف‌پذیری شناختی است. لذا، تشکیل کارگاه‏ها و کلاس‏های آموزشی با تشریح اهمیت مسئولیت‏پذیری و همچنین آموزش شیوه‏های سازگاری اجتماعی بهتر، می‏تواند در جهت بهبود انعطاف‌پذیری شناختی دانشجویان مثمرثمر واقع گردد.

ابر واژگان